frits

[ایالات متحده]/frɪt/
[بریتانیا]/frɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده خام برای شیشه یا سرامیک؛ فریت، یک بلوک ذوب شده یا ماده شیشه‌ای
vt. ذوب کردن به ماده شیشه‌ای
adj. ترسیده

عبارات و ترکیب‌ها

frit mixture

مخلوط فریت

frit powder

پودر فریت

frit coating

روکش فریت

frit glass

شیشه فریت

frit slip

اسلای فریت

frit casting

ریخته گری فریت

frit application

اعمال فریت

frit blend

ترکیب فریت

frit layer

لایه فریت

frit glaze

لعاب فریت

جملات نمونه

she decided to frit the vegetables before serving them.

او تصمیم گرفت قبل از سرو کردن سبزیجات آنها را سرخ کند.

frit is often used in ceramics to create a smooth surface.

سرامیک اغلب برای ایجاد یک سطح صاف از فر استفاده می‌کند.

they made frit for the glass project.

آنها برای پروژه شیشه ای از فر استفاده کردند.

frit can enhance the color of the glaze.

فر می‌تواند رنگ لعاب را افزایش دهد.

to achieve the best results, you should use high-quality frit.

برای دستیابی به بهترین نتایج، باید از فر با کیفیت بالا استفاده کنید.

he learned how to mix frit with other materials.

او یاد گرفت که چگونه فر را با مواد دیگر مخلوط کند.

the artist experimented with different types of frit.

هنرمند با انواع مختلف فر آزمایش کرد.

frit can be used to create unique textures in pottery.

می‌توان از فر برای ایجاد بافت‌های منحصربه‌فرد در سفال استفاده کرد.

adding frit to the mix can improve durability.

افزودن فر به مخلوط می‌تواند دوام را بهبود بخشد.

she learned how to apply frit in her glasswork.

او یاد گرفت که چگونه فر را در کارهای شیشه‌گری خود استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید