frittering

[ایالات متحده]/ˈfrɪt.ər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfrɪt̬.ɚ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صرف کردن یا هدر دادن زمان یا پول

عبارات و ترکیب‌ها

frittering away

تبذیر کردن

frittering time

تبذیر وقت

frittering money

تبذیر پول

frittering resources

تبذیر منابع

frittering life

تبذیر زندگی

frittering away potential

تبذیر پتانسیل

frittering energy

تبذیر انرژی

frittering efforts

تبذیر تلاش‌ها

frittering chances

تبذیر فرصت‌ها

frittering focus

تبذیر تمرکز

جملات نمونه

he spent the whole afternoon frittering away his time on social media.

او بعد از ظهر را با گذراندن وقت در رسانه های اجتماعی تلف کرد.

frittering away your savings is not a wise decision.

هدر دادن پس اندازهایتان تصمیمی عاقلانه نیست.

she realized she was frittering her talent by not pursuing her dreams.

او متوجه شد که با دنبال نکردن رویاهایش، استعداد خود را تلف می‌کند.

frittering time on trivial matters can lead to missed opportunities.

گذراندن وقت روی مسائل جزئی می تواند منجر به از دست دادن فرصت ها شود.

they spent the weekend frittering away their time instead of studying.

آنها آخر هفته را با گذراندن وقت به جای درس خواندن تلف کردند.

frittering away hours watching tv can be unproductive.

گذراندن ساعت ها در مقابل تلویزیون می تواند غیرسازنده باشد.

he often finds himself frittering away his weekends doing nothing.

او اغلب متوجه می شود که آخر هفته های خود را بیهوده تلف می کند.

frittering away your potential can lead to regret later in life.

تلف کردن پتانسیل خود می تواند منجر به پشیمانی در زندگی بعدی شود.

the company is worried about employees frittering away their work hours.

شرکت نگران است که کارمندان ساعات کاری خود را تلف کنند.

instead of frittering away the day, she decided to be productive.

به جای تلف کردن روز، او تصمیم گرفت سازنده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید