frittering away
تبذیر کردن
frittering time
تبذیر وقت
frittering money
تبذیر پول
frittering resources
تبذیر منابع
frittering life
تبذیر زندگی
frittering away potential
تبذیر پتانسیل
frittering energy
تبذیر انرژی
frittering efforts
تبذیر تلاشها
frittering chances
تبذیر فرصتها
frittering focus
تبذیر تمرکز
he spent the whole afternoon frittering away his time on social media.
او بعد از ظهر را با گذراندن وقت در رسانه های اجتماعی تلف کرد.
frittering away your savings is not a wise decision.
هدر دادن پس اندازهایتان تصمیمی عاقلانه نیست.
she realized she was frittering her talent by not pursuing her dreams.
او متوجه شد که با دنبال نکردن رویاهایش، استعداد خود را تلف میکند.
frittering time on trivial matters can lead to missed opportunities.
گذراندن وقت روی مسائل جزئی می تواند منجر به از دست دادن فرصت ها شود.
they spent the weekend frittering away their time instead of studying.
آنها آخر هفته را با گذراندن وقت به جای درس خواندن تلف کردند.
frittering away hours watching tv can be unproductive.
گذراندن ساعت ها در مقابل تلویزیون می تواند غیرسازنده باشد.
he often finds himself frittering away his weekends doing nothing.
او اغلب متوجه می شود که آخر هفته های خود را بیهوده تلف می کند.
frittering away your potential can lead to regret later in life.
تلف کردن پتانسیل خود می تواند منجر به پشیمانی در زندگی بعدی شود.
the company is worried about employees frittering away their work hours.
شرکت نگران است که کارمندان ساعات کاری خود را تلف کنند.
instead of frittering away the day, she decided to be productive.
به جای تلف کردن روز، او تصمیم گرفت سازنده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید