fruitier

[ایالات متحده]/ˈfruːtɪə/
[بریتانیا]/ˈfruːtɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طعم یا عطر میوه‌ای داشتن؛ شوخ طبع، اغلب با معانی مبتذل یا جنسی

عبارات و ترکیب‌ها

fruitier flavor

طعم میوه‌ای‌تر

fruitier aroma

عطر میوه‌ای‌تر

fruitier options

گزینه‌های میوه‌ای‌تر

fruitier cocktail

کوکتل میوه‌ای‌تر

fruitier dessert

دسر میوه‌ای‌تر

fruitier salad

سالاد میوه‌ای‌تر

fruitier smoothie

اسموتی میوه‌ای‌تر

fruitier wine

شراب میوه‌ای‌تر

fruitier yogurt

ماست میوه‌ای‌تر

fruitier snacks

میان‌وعده‌های میوه‌ای‌تر

جملات نمونه

the wine tasted fruitier than i expected.

طعم شراب از آنچه انتظار داشتم میوه ای تر بود.

her new recipe makes the dish fruitier.

دستور غذای جدید او باعث می شود غذا میوه ای تر شود.

the smoothie was even fruitier with the added berries.

اسموتی با اضافه کردن توت ها حتی میوه ای تر بود.

this season's apples are fruitier than last year's.

سیب های این فصل از سال گذشته میوه ای تر هستند.

he prefers fruitier cocktails during summer.

او در تابستان ترجیح می دهد کوکتل های میوه ای تر بنوشد.

the fruitier flavors make this salad refreshing.

طعم های میوه ای تر این سالاد را تازه می کنند.

she described the dessert as fruitier than ever.

او دسر را میوه ای تر از همیشه توصیف کرد.

the fruitier notes in the cheese pair well with wine.

یادداشت های میوه ای تر در پنیر به خوبی با شراب همراه می شود.

his painting has a fruitier palette this time.

تابلو نقاشی او این بار پالت میوه ای تری دارد.

the fruitier aroma filled the kitchen as it baked.

بوی میوه ای تر آشپزخانه را در حین پختن پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید