sweeter

[ایالات متحده]/[ˈswiːtə]/
[بریتانیا]/[ˈswiːtər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیرین‌تر؛ داشتن طعم یا بوی شیرین؛ دلپذیرتر یا خوشایندتر.
adv. به روشی شیرین‌تر.

عبارات و ترکیب‌ها

sweeter deal

معامله شیرین‌تر

getting sweeter

در حال شیرین‌تر شدن

sweeter smile

لبخند شیرین‌تر

so much sweeter

خیلی شیرین‌تر

sweeter song

آهنگ شیرین‌تر

became sweeter

شیرین‌تر شد

sweeter taste

طعم شیرین‌تر

life’s sweeter

زندگی شیرین‌تر است

sound sweeter

شنیدنش شیرین‌تر است

feel sweeter

احساس شیرین‌تری دارد

جملات نمونه

the lemonade was much sweeter than i expected.

لیموناد خیلی بیشتر از آن‌چه انتظار داشتم شیرین‌تر بود.

she has a sweeter disposition than her sister.

او رفتاری شیرین‌تر از خواهرش دارد.

the cake tasted even sweeter with the strawberries.

کیک با وجود توت فرنگی‌ها حتی شیرین‌تر بود.

he always tries to be sweeter to his mother.

او همیشه سعی می‌کند با مادرش شیرین‌تر رفتار کند.

the music was sweeter and more nostalgic.

موسیقی شیرین‌تر و نوستالژیک‌تر بود.

life seemed sweeter after their wedding.

زندگی پس از ازدواج آنها شیرین‌تر به نظر می‌رسید.

the news made the victory feel even sweeter.

این خبر باعث شد پیروزی حتی شیرین‌تر به نظر برسد.

she gave him a sweeter smile than usual.

او با لبخندی شیرین‌تر از همیشه به او نگاه کرد.

the memory of her is always sweeter now.

یاد او همیشه اکنون شیرین‌تر است.

the deal was sweeter than any he'd seen.

این معامله از هر معامله‌ای که او دیده بود شیرین‌تر بود.

the ending to the story was surprisingly sweeter.

پایان داستان به طرز شگفت‌انگیزی شیرین‌تر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید