fryings

[ایالات متحده]/ˈfraɪɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfraɪɪŋz/

ترجمه

n. غذایی که در روغن داغ یا چربی پخته شده است
v. عمل پختن غذا در روغن داغ یا چربی

عبارات و ترکیب‌ها

fryings pan

تابه سرخ‌کردنی

fryings oil

روغن سرخ‌کردنی

fryings basket

سبد سرخ‌کردنی

fryings method

روش سرخ‌کردنی

fryings temperature

دمای سرخ‌کردنی

fryings technique

تکنیک سرخ‌کردنی

fryings time

زمان سرخ‌کردنی

fryings recipe

دستورالعمل سرخ‌کردنی

fryings food

غذاهای سرخ‌کردنی

fryings surface

سطح سرخ‌کردنی

جملات نمونه

she loves experimenting with different fryings in her kitchen.

او عاشق آزمایش با سرخ کردن های مختلف در آشپزخانه خود است.

the restaurant is famous for its unique fryings.

این رستوران به خاطر سرخ کردن های منحصر به فردش مشهور است.

he prefers healthy fryings over deep-fried foods.

او ترجیح می دهد سرخ کردن های سالم را به جای غذاهای سرخ شده عمیق بخورد.

learning the art of fryings can enhance your cooking skills.

یادگیری هنر سرخ کردن می تواند مهارت های آشپزی شما را افزایش دهد.

she shared her secret tips for perfect fryings.

او نکات مخفی خود را برای سرخ کردن عالی به اشتراک گذاشت.

fryings can add a delightful crunch to your meal.

سرخ کردن می تواند تردی دلپذیری به وعده غذایی شما اضافه کند.

he is known for his delicious fryings at the local fair.

او به خاطر سرخ کردن های خوشمزه اش در نمایشگاه محلی مشهور است.

fryings are a popular choice for appetizers.

سرخ کردن یک انتخاب محبوب برای پیش غذا است.

she enjoys trying different types of fryings from various cuisines.

او از امتحان کردن انواع مختلف سرخ کردن از غذاهای مختلف لذت می برد.

mastering fryings can elevate your culinary creations.

تسلط بر سرخ کردن می تواند آثار آشپزی شما را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید