fuckups

[ایالات متحده]/ˈfʌkʌp/
[بریتانیا]/ˈfʌkʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک آشفتگی؛ یک اشتباه یا خطا

عبارات و ترکیب‌ها

big fuckup

اشتباه بزرگ

total fuckup

اشتباه کامل

major fuckup

اشتباه اساسی

complete fuckup

اشتباه کامل

real fuckup

اشتباه واقعی

serious fuckup

اشتباه جدی

biggest fuckup

بزرگترین اشتباه

epic fuckup

اشتباه حماسی

total life fuckup

اشتباه کامل زندگی

workplace fuckup

اشتباه در محل کار

جملات نمونه

it was a complete fuckup from start to finish.

این یک فاجعه کامل از ابتدا تا انتها بود.

don't let this fuckup ruin your day.

نگذارید این فاجعه روز شما را خراب کند.

he made a major fuckup in the project.

او یک اشتباه بزرگ در پروژه مرتکب شد.

we need to fix this fuckup immediately.

ما باید این فاجعه را فوراً رفع کنیم.

that was a serious fuckup on my part.

آن یک اشتباه جدی از طرف من بود.

she always manages to turn a small mistake into a fuckup.

او همیشه موفق می شود یک اشتباه کوچک را به یک فاجعه تبدیل کند.

his fuckup cost the company a lot of money.

فاجعه او هزینه زیادی برای شرکت داشت.

we can't afford another fuckup like that.

ما نمی توانیم تحمل یک فاجعه دیگر مانند آن را داشته باشیم.

they laughed off the fuckup as a learning experience.

آنها فاجعه را به عنوان یک تجربه آموزشی دست کم گرفتند.

let's not dwell on the fuckup and move forward.

بیایید روی فاجعه تمرکز نکنیم و به جلو برویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید