screwup

[ایالات متحده]/ˈskruːʌp/
[بریتانیا]/ˈskruːʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که اشتباهات انجام می‌دهد
Word Forms
جمعscrewups

عبارات و ترکیب‌ها

screwup again

اشتباه دوباره

total screwup

اشتباه کامل

big screwup

اشتباه بزرگ

major screwup

اشتباه اساسی

screwup alert

هشدار اشتباه

classic screwup

اشتباه کلاسیک

screwup story

داستان اشتباه

avoid screwup

از اجتناب از اشتباه

screwup fix

رفع اشتباه

screwup report

گزارش اشتباه

جملات نمونه

i made a real screwup at work yesterday.

من یک اشتباه بزرگ در محل کار دیروز مرتکب شدم.

his screwup cost the company a lot of money.

اشتباه او باعث شد شرکت متحمل هزینه زیادی شود.

we all make screwups from time to time.

همه ما گاهی اوقات اشتباه می‌کنیم.

she tried to fix the screwup, but it was too late.

او سعی کرد اشتباه را درست کند، اما خیلی دیر شده بود.

the screwup in the report was embarrassing.

اشتباه در گزارش شرم‌آور بود.

he learned from his screwup and did better next time.

او از اشتباه خود درس گرفت و دفعه بعد بهتر عمل کرد.

they had a huge screwup during the presentation.

آنها در طول ارائه یک اشتباه بزرگ مرتکب شدند.

don't worry about the screwup; we can fix it together.

نگران اشتباه نباشید؛ ما می‌توانیم با هم آن را درست کنیم.

his screwup led to a series of unfortunate events.

اشتباه او منجر به یک سری وقایع ناخوشایند شد.

she was upset about her screwup but learned to move on.

او در مورد اشتباه خود ناراحت بود اما یاد گرفت که به جلو برود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید