fulsomenesses abound
فُلسومنسِسها فراوان هستند
excessive fulsomenesses
فُلسومنسِسهای بیش از حد
fulsomenesses in speech
فُلسومنسِسها در گفتار
notable fulsomenesses
فُلسومنسِسهای قابل توجه
fulsomenesses of praise
فُلسومنسِسهای تعریف
fulsomenesses observed
فُلسومنسِسهای مشاهده شده
fulsomenesses in writing
فُلسومنسِسها در نوشتن
fulsomenesses are problematic
فُلسومنسِسها مشکلساز هستند
fulsomenesses and flattery
فُلسومنسِسها و چاپلوسی
fulsomenesses in reviews
فُلسومنسِسها در نظرات
her speech was filled with fulsomenesses that made the audience uncomfortable.
سخنرانی او مملو از چاپلوسیهایی بود که باعث ناراحتی مخاطبان شد.
he often uses fulsomenesses to flatter his boss.
او اغلب از چاپلوسی برای خوشایند رئیس خود استفاده میکند.
the fulsomenesses in his writing detracted from its sincerity.
چاپلوسیهای موجود در نوشتههای او از صمیمیت آن کاست.
she avoided fulsomenesses in her critique to maintain professionalism.
او برای حفظ حرفهایبودن، از چاپلوسی در نقد خود اجتناب کرد.
his fulsomenesses were seen as insincere by his colleagues.
همکارانش چاپلوسیهای او را غیرصادقانه میدیدند.
the fulsomenesses of the advertisement were off-putting to consumers.
چاپلوسیهای تبلیغات برای مصرفکنندگان ناخوشایند بود.
in her review, she included some fulsomenesses that felt excessive.
در نقد خود، او چاپلوسیهایی را درج کرد که بیش از حد به نظر میرسید.
he believed that fulsomenesses could damage his credibility.
او معتقد بود که چاپلوسی میتواند به اعتبار او آسیب برساند.
the politician's speech was filled with fulsomenesses that lacked substance.
سخنرانی سیاستمدار مملو از چاپلوسیهایی بود که فاقد محتوا بود.
they criticized the movie for its fulsomenesses rather than its plot.
آنها فیلم را به دلیل چاپلوسیهایش به جای طرح داستان مورد انتقاد قرار دادند.
fulsomenesses abound
فُلسومنسِسها فراوان هستند
excessive fulsomenesses
فُلسومنسِسهای بیش از حد
fulsomenesses in speech
فُلسومنسِسها در گفتار
notable fulsomenesses
فُلسومنسِسهای قابل توجه
fulsomenesses of praise
فُلسومنسِسهای تعریف
fulsomenesses observed
فُلسومنسِسهای مشاهده شده
fulsomenesses in writing
فُلسومنسِسها در نوشتن
fulsomenesses are problematic
فُلسومنسِسها مشکلساز هستند
fulsomenesses and flattery
فُلسومنسِسها و چاپلوسی
fulsomenesses in reviews
فُلسومنسِسها در نظرات
her speech was filled with fulsomenesses that made the audience uncomfortable.
سخنرانی او مملو از چاپلوسیهایی بود که باعث ناراحتی مخاطبان شد.
he often uses fulsomenesses to flatter his boss.
او اغلب از چاپلوسی برای خوشایند رئیس خود استفاده میکند.
the fulsomenesses in his writing detracted from its sincerity.
چاپلوسیهای موجود در نوشتههای او از صمیمیت آن کاست.
she avoided fulsomenesses in her critique to maintain professionalism.
او برای حفظ حرفهایبودن، از چاپلوسی در نقد خود اجتناب کرد.
his fulsomenesses were seen as insincere by his colleagues.
همکارانش چاپلوسیهای او را غیرصادقانه میدیدند.
the fulsomenesses of the advertisement were off-putting to consumers.
چاپلوسیهای تبلیغات برای مصرفکنندگان ناخوشایند بود.
in her review, she included some fulsomenesses that felt excessive.
در نقد خود، او چاپلوسیهایی را درج کرد که بیش از حد به نظر میرسید.
he believed that fulsomenesses could damage his credibility.
او معتقد بود که چاپلوسی میتواند به اعتبار او آسیب برساند.
the politician's speech was filled with fulsomenesses that lacked substance.
سخنرانی سیاستمدار مملو از چاپلوسیهایی بود که فاقد محتوا بود.
they criticized the movie for its fulsomenesses rather than its plot.
آنها فیلم را به دلیل چاپلوسیهایش به جای طرح داستان مورد انتقاد قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید