fumigate

[ایالات متحده]/ˈfjuːmɪɡeɪt/
[بریتانیا]/ˈfjuːmɪɡeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با استفاده از مواد شیمیایی ضدعفونی کردن تا گاز زدایی شود
Word Forms
قسمت سوم فعلfumigated
شکل سوم شخص مفردfumigates
صفت یا فعل حال استمراریfumigating
زمان گذشتهfumigated

جملات نمونه

The hospital ward was fumigated after the outbreak of typhus.

بخش بیمارستان پس از شیوع تیفوسیس، گندزدایی شد.

The hospital had to fumigate the entire building after a serious outbreak of a contagious disease.

بیمارستان مجبور شد پس از شیوع جدی یک بیماری مسری، کل ساختمان را گندزدایی کند.

Pest control companies often fumigate homes to eliminate stubborn insects.

شرکت‌های کنترل آفات اغلب خانه‌ها را برای از بین بردن حشرات سرسخت، گندزدایی می‌کنند.

Farmers may need to fumigate their crops to protect them from pests.

کشاورزان ممکن است برای محافظت از محصولات خود در برابر آفات، نیاز به گندزدایی داشته باشند.

The ship was fumigated to prevent the spread of invasive species to new habitats.

کشتی برای جلوگیری از گسترش گونه‌های مهاجم به زیستگاه‌های جدید، گندزدایی شد.

Restaurants often fumigate their kitchens to maintain cleanliness and hygiene standards.

رستوران‌ها اغلب آشپزخانه‌های خود را برای حفظ نظافت و استانداردهای بهداشتی، گندزدایی می‌کنند.

Fumigating luggage is a common practice at airports to prevent the spread of pests across borders.

گندزدایی بار مجاری در فرودگاه‌ها یک عمل رایج برای جلوگیری از گسترش آفات از طریق مرزها است.

The storage facility had to fumigate the warehouse to get rid of a severe infestation of rodents.

امکانات ذخیره سازی مجبور شدند انبار را برای از بین بردن یک آفت شدید جوندگان، گندزدایی کنند.

Some homeowners choose to fumigate their homes regularly as a preventive measure against pests.

برخی از صاحبان خانه به طور منظم خانه‌های خود را به عنوان یک اقدام پیشگیرانه در برابر آفات، گندزدایی می‌کنند.

Fumigating public transportation vehicles is necessary to ensure passenger safety and health.

گندزدایی وسایل حمل و نقل عمومی برای اطمینان از ایمنی و سلامت مسافران ضروری است.

Warehouses storing food products often fumigate the premises to comply with food safety regulations.

انبارها در انبار محصولات غذایی اغلب برای رعایت مقررات ایمنی مواد غذایی، محل را گندزدایی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید