funboards

[ایالات متحده]/ˈfʌn.bɔːd/
[بریتانیا]/ˈfʌn.bɔrd/

ترجمه

n. نوعی تخته بادبانی طراحی شده برای سرعت؛ یک تخته بادبانی سریع

عبارات و ترکیب‌ها

funboard surfing

اسکیت سوب

funboard tricks

حرکات نمایشی اسکیت سوب

funboard rental

اجاره اسکیت سوب

funboard competition

مسابقه اسکیت سوب

funboard lessons

آموزش اسکیت سوب

funboard design

طراحی اسکیت سوب

funboard gear

تجهیزات اسکیت سوب

funboard techniques

تکنیک‌های اسکیت سوب

funboard enthusiasts

علاقه‌مندان به اسکیت سوب

funboard accessories

لوازم جانبی اسکیت سوب

جملات نمونه

he enjoys riding his funboard at the beach.

او از سواری با فانبردش در ساحل لذت می برد.

funboarding is a great way to stay active.

فانبردیگ یک راه عالی برای فعال ماندن است.

she bought a new funboard for the summer.

او یک فانبرد جدید برای تابستان خرید.

funboarding can be a thrilling experience.

فانبردیگ می تواند یک تجربه هیجان انگیز باشد.

they organized a funboarding competition last weekend.

آنها یک مسابقه فانبردیگ آخر هفته گذشته برگزار کردند.

funboarding requires balance and coordination.

فانبردیگ نیاز به تعادل و هماهنگی دارد.

he took a lesson to improve his funboarding skills.

او برای بهبود مهارت های فانبردی خود درسی گرفت.

funboarding is popular among water sports enthusiasts.

فانبردیگ در بین علاقه مندان به ورزش های آبی محبوب است.

she loves the adrenaline rush from funboarding.

او از هورمون آدرنالین حاصل از فانبردیگ لذت می برد.

funboarding can be enjoyed by people of all ages.

فانبردیگ می تواند توسط افراد در هر سنی مورد لذت قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید