funday

[ایالات متحده]//ˈfʌn.deɪ//
[بریتانیا]//ˈfʌn.deɪ//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روز اختصاص داده شده به فعالیت‌های لذت‌بخش یا سرگرمی؛ یک روز که با لذت و آرامش مشخص می‌شود
شکل‌های واژه
جمعfundays

جملات نمونه

we're planning a funday at the beach this weekend.

ما قصد داریم این هفته‌ای را در پایتخت دریا سپری کنیم.

the company organized a team funday to boost morale.

شرکت یک فعالیت گروهی را برای افزایش انگیزه سازمان‌گذاری کرد.

let's make it a funday and go to the amusement park.

بیایید آن را یک روز خاص بسازیم و به پارک تفریحی برویم.

the school funday was a huge success with many activities.

روز خاص مدرسه با فعالیت‌های زیاد موفقیت بزرگی بود.

we're having a family funday barbecue in the backyard.

ما یک جلسه گرمایش گوشت خانوادگی در بازدید خانه داریم.

the charity funday raised thousands of dollars for the cause.

روز خاص خیریه هزاران دلار برای این علت جمع‌آوری کرد.

i always look forward to the annual summer funday.

من همیشه به روز خاص تابستانی سالیانه خوشبین هستم.

the community funday featured games, food, and live music.

روز خاص جامعه با بازی‌ها، غذا و موسیقی زنده همراه بود.

they decided to turn the ordinary saturday into a funday.

آن‌ها تصمیم گرفتند یک شنبه معمولی را به یک روز خاص تبدیل کنند.

the neighborhood funday brought everyone together.

روز خاص محله همه را به هم پیوست.

we're planning a funday trip to the zoo with the kids.

ما قصد داریم با کودکان به یک سفر روز خاص به حیات‌حیوانات برویم.

the children's funday included face painting and magic shows.

روز خاص کودکان شامل نقاشی روی صورت و نمایش‌های جادویی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید