funnier

[ایالات متحده]/[ˈfʌniə]/
[بریتانیا]/[ˈfʌniːr]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. Comparative form of funny; more amusing.; More humorous.
adj. شکل مقایسه‌ای از خنده‌دار؛ بامزه‌تر؛ خوش‌مزه تر.

عبارات و ترکیب‌ها

funnier than

Persian_translation

much funnier

Persian_translation

getting funnier

Persian_translation

so funny

خیلی خنده‌دار

funnier still

هنوز خنده‌دارتر

funnier now

حالا خنده‌دارتر

that’s funnier

آن خنده‌دارتر است

funnier story

داستان خنده‌دارتر

even funnier

حتی خنده‌دارتر

funnier joke

جک خنده‌دارتر

جملات نمونه

the stand-up comedian was much funnier than the previous one.

این کمدین استندآپ خیلی خنده‌دارتر از کمدین قبلی بود.

i thought his jokes were funnier in person than on tv.

من فکر می‌کردم شوخی‌های او به صورت حضوری خنده‌دارتر از تلویزیون بودند.

the movie had a funnier plot twist than i expected.

فیلم پیچش داستانی خنده‌دارتری نسبت به آنچه انتظار داشتم داشت.

she's always got a funnier story to tell at parties.

او همیشه یک داستان خنده‌دارتر برای تعریف در مهمانی‌ها دارد.

his impressions are funnier when he does accents.

تقلیدهای او زمانی که لهجه می‌کند خنده‌دارتر است.

the cartoon was funnier with the added sound effects.

کارتون با جلوه‌های صوتی اضافه شده خنده‌دارتر بود.

the situation became funnier the more we talked about it.

وضعیت با صحبت بیشتر در مورد آن خنده‌دارتر شد.

the sequel wasn't as funnier as the original film.

قسمت دوم به اندازه فیلم اصلی خنده‌دار نبود.

he's funnier when he's not trying so hard to be.

وقتی آنقدرها تلاش نمی‌کند خنده‌دارتر است.

the children found the puppet show funnier than the play.

بچه‌ها نمایش عروسکی را خنده‌دارتر از نمایش اصلی یافتند.

the ending was funnier than the rest of the book, surprisingly.

پایان داستان به طرز عجیبی خنده‌دارتر از بقیه کتاب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید