funniess

[ایالات متحده]/ˈfʌniz/
[بریتانیا]/ˈfʌniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمیک استریپ‌ها؛ صفحه‌ای در یک روزنامه که شامل کمیک استریپ‌ها است؛ جمع خنده‌دار؛ چیزی سرگرم‌کننده یا عجیب

عبارات و ترکیب‌ها

comic funnies

خنده های کمیک

funny funnies

خنده های خنده دار

daily funnies

خنده های روزانه

silly funnies

خنده های احمقانه

strip funnies

خنده های نواری

cartoon funnies

خنده های کارتونی

newspaper funnies

خنده های روزنامه

internet funnies

خنده های اینترنتی

weekly funnies

خنده های هفتگی

family funnies

خنده های خانوادگی

جملات نمونه

children love to read the funnies in the sunday newspaper.

کودکان عاشق خواندن مطالب طنز در روزنامه یکشنبه هستند.

the funnies always make me laugh after a long day.

مطالب طنز همیشه بعد از یک روز طولانی من را می‌خنداند.

he often shares the funnies with his friends online.

او اغلب مطالب طنز را با دوستان خود به صورت آنلاین به اشتراک می‌گذارد.

my favorite part of the paper is the funnies section.

علاقه‌مندترین بخش من در روزنامه بخش مطالب طنز است.

she has a collection of classic funnies from the 90s.

او مجموعه‌ای از مطالب طنز کلاسیک دهه 90 دارد.

the funnies often reflect current events in a humorous way.

مطالب طنز اغلب رویدادهای جاری را به روشی طنزآمیز منعکس می‌کنند.

he drew his own funnies and published them online.

او مطالب طنز خود را کشید و آنها را به صورت آنلاین منتشر کرد.

reading the funnies is a cherished morning ritual for many.

خواندن مطالب طنز یک آیین صبحانه مورد علاقه بسیاری از افراد است.

funnies can be a great way to lighten the mood.

مطالب طنز می‌توانند راهی عالی برای بهبود حال و هوا باشند.

every week, she looks forward to the new funnies in the comic strip.

هفته‌ای یک بار، او مشتاقانه منتظر مطالب طنز جدید در کمیک استریپ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید