funnymen

[ایالات متحده]/ˈfʌnɪmæn/
[بریتانیا]/ˈfʌnɪmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرد شوخ طبع؛ کمدین؛ کمدین؛ طنزپرداز (آمریکا)

عبارات و ترکیب‌ها

funnyman routine

اجرای خنده‌دار

funnyman role

نقش کمدی

funnyman jokes

طنزهای خنده‌دار

funnyman act

اجراهای خنده‌دار

funnyman persona

شخصیت خنده‌دار

funnyman style

سبک کمدی

funnyman sketch

اسکچ کمدی

funnyman character

شخصیت کمدی

funnyman performance

اجای کمدی

funnyman talent

استعداد کمدی

جملات نمونه

the funnyman made everyone laugh at the party.

آن شوخ‌گو باعث شد همه در مهمانی بخندند.

he is known as the funnyman of the comedy club.

او به عنوان شوخ‌گو در کلوپ کمدی شناخته می‌شود.

everyone loves a funnyman who can tell great jokes.

همه عاشق شوخ‌گویی هستند که بتواند جوک‌های خوبی تعریف کند.

the funnyman delivered his lines perfectly.

آن شوخ‌گو خطوط خود را به طور کامل ارائه داد.

as a funnyman, he often performs in front of large audiences.

به عنوان یک شوخ‌گو، او اغلب در مقابل مخاطبان بزرگ اجرا می‌کند.

she always wanted to marry a funnyman.

او همیشه می‌خواست با یک شوخ‌گو ازدواج کند.

the funnyman's antics kept the crowd entertained.

رفتارهای آن شوخ‌گو جمعیت را سرگرم نگه داشت.

he dreams of becoming a famous funnyman one day.

او رویای تبدیل شدن به یک شوخ‌گو مشهور را در یک روز دارد.

the funnyman's performance was the highlight of the evening.

اجرای آن شوخ‌گو اوج شب بود.

people flock to see the funnyman's shows.

مردم برای دیدن نمایش‌های شوخ‌گو هجوم می‌آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید