furcated

[ایالات متحده]/ˈfɜː.keɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈfɜr.keɪ.tɪd/

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته furcate
adj. شکل شاخه‌ای یا دو شاخ داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

furcated path

مسیر منشعب

furcated design

طراحی منشعب

furcated branches

شاخه های منشعب

furcated structure

ساختار منشعب

furcated flow

جریان منشعب

furcated network

شبکه منشعب

furcated routes

مسیرهای منشعب

furcated system

سیستم منشعب

furcated signal

سیگنال منشعب

furcated pathway

مسیر منشعب

جملات نمونه

the river furcated into two smaller streams.

رودخانه به دو جریان کوچکتر منشعب شد.

his interests furcated into various fields of science.

علایق او به زمینه‌های علمی مختلف تقسیم شد.

she noticed the furcated branches of the tree.

او شاخه‌های منشعب درخت را متوجه شد.

the project furcated into several distinct phases.

پروژه به چندین فاز متمایز تقسیم شد.

as the discussion progressed, opinions furcated.

با پیشرفت بحث، نظرات منشعب شدند.

the path furcated at the edge of the forest.

مسیر در لبه جنگل منشعب شد.

her career furcated after she completed her degree.

بعد از اتمام تحصیل، شغل او منشعب شد.

they observed how the roads furcated in the city.

آنها نحوه منشعب شدن جاده‌ها در شهر را مشاهده کردند.

the furcated design of the building caught everyone's attention.

طراحی منشعب ساختمان توجه همه را جلب کرد.

the river's furcated flow created unique ecosystems.

جریان منشعب رودخانه اکوسیستم‌های منحصر به فردی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید