furriners

[ایالات متحده]/ˈfɜːrɪnər/
[بریتانیا]/ˈfɜrɪnər/

ترجمه

n. خارجی

عبارات و ترکیب‌ها

furriner friend

دوست بیگانه

furriner food

غذاهای بیگانه

furriner accent

لهجه بیگانه

furriner culture

فرهنگ بیگانه

furriner visitor

بازدید کننده بیگانه

furriner language

زبان بیگانه

furriner perspective

دیدگاه بیگانه

furriner customs

رسوم و آداب بیگانه

furriner lifestyle

سبک زندگی بیگانه

furriner experience

تجربه بیگانه

جملات نمونه

he's a furriner who just moved here.

او یک خارجی است که به تازگی به اینجا نقل مکان کرده است.

furriners often find our customs strange.

خارجیان اغلب رسوم ما را عجیب می دانند.

she has a furriner boyfriend.

او دوست پسر خارجی دارد.

many furriners visit our city every year.

هر سال بسیاری از خارجی ها از شهر ما بازدید می کنند.

furriners sometimes struggle with the language.

خارجیان گاهی اوقات در یادگیری زبان مشکل دارند.

he feels like a furriner in his own country.

او احساس می کند که در کشور خود یک خارجی است.

furriners often share their unique perspectives.

خارجیان اغلب دیدگاه های منحصر به فرد خود را به اشتراک می گذارند.

there are many furriners at the festival.

در جشنواره بسیاری از خارجی ها حضور دارند.

she enjoys meeting furriners from different cultures.

او از ملاقات با خارجیانی از فرهنگ های مختلف لذت می برد.

furriners can enrich our community.

خارجیان می توانند جامعه ما را غنی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید