wearing furs
پوشیدن پوست
expensive furs
پوستهای گرانقیمت
mink furs
پوست سمور
bought furs
پوستهای خریداری شده
selling furs
فروش پوست
faux furs
پوستهای مصنوعی
trimmed furs
پوستهای مزین
soft furs
پوستهای نرم
warm furs
پوستهای گرم
luxury furs
پوستهای لوکس
she wore a beautiful mink fur coat.
او یک کت خز Mink زیبا پوشیده بود.
the vintage fur stole was incredibly soft.
دزدزنی خز بسیار نرم بود.
he inherited a collection of rare furs from his grandfather.
او مجموعهای از پوستهای کمیاب را از پدربزرگ خود به ارث برد.
the fur hat kept her head warm in the snow.
کلاه خز سر او را در برف گرم نگه داشت.
the fashion industry is increasingly moving away from using furs.
صنعت مد به طور فزایندهای از استفاده از پوستها دور میشود.
he carefully cleaned the fox fur scarf.
او به دقت شال خز روباه را تمیز کرد.
the store specialized in selling high-quality furs.
فروشگاه در فروش پوستهای با کیفیت بالا تخصص داشت.
she admired the luxurious rabbit fur vest.
او جلیقه خز خرگوش مجلل را تحسین کرد.
the trapper sold his catch of beaver furs.
شکارچی پوستهای بیور را به فروش رساند.
the museum displayed historical examples of fur clothing.
موزه نمونههای تاریخی لباسهای خز را به نمایش گذاشت.
she felt a pang of guilt about buying real furs.
او هنگام خرید پوستهای واقعی احساس گناه کرد.
the fur trader negotiated a fair price.
معاملهگر پوستها قیمت منصفانهای را مذاکره کرد.
wearing furs
پوشیدن پوست
expensive furs
پوستهای گرانقیمت
mink furs
پوست سمور
bought furs
پوستهای خریداری شده
selling furs
فروش پوست
faux furs
پوستهای مصنوعی
trimmed furs
پوستهای مزین
soft furs
پوستهای نرم
warm furs
پوستهای گرم
luxury furs
پوستهای لوکس
she wore a beautiful mink fur coat.
او یک کت خز Mink زیبا پوشیده بود.
the vintage fur stole was incredibly soft.
دزدزنی خز بسیار نرم بود.
he inherited a collection of rare furs from his grandfather.
او مجموعهای از پوستهای کمیاب را از پدربزرگ خود به ارث برد.
the fur hat kept her head warm in the snow.
کلاه خز سر او را در برف گرم نگه داشت.
the fashion industry is increasingly moving away from using furs.
صنعت مد به طور فزایندهای از استفاده از پوستها دور میشود.
he carefully cleaned the fox fur scarf.
او به دقت شال خز روباه را تمیز کرد.
the store specialized in selling high-quality furs.
فروشگاه در فروش پوستهای با کیفیت بالا تخصص داشت.
she admired the luxurious rabbit fur vest.
او جلیقه خز خرگوش مجلل را تحسین کرد.
the trapper sold his catch of beaver furs.
شکارچی پوستهای بیور را به فروش رساند.
the museum displayed historical examples of fur clothing.
موزه نمونههای تاریخی لباسهای خز را به نمایش گذاشت.
she felt a pang of guilt about buying real furs.
او هنگام خرید پوستهای واقعی احساس گناه کرد.
the fur trader negotiated a fair price.
معاملهگر پوستها قیمت منصفانهای را مذاکره کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید