pelts

[ایالات متحده]/pɛlts/
[بریتانیا]/pɛlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع پلت; مقادیر زیاد باران یا سایر بارش‌ها
v. سوم شخص مفرد پلت; به طور مداوم پرتاب کردن; به طور مکرر حمله کردن

عبارات و ترکیب‌ها

animal pelts

پوست‌های حیوانات

fur pelts

پوست‌های پوست حیوانات

pelt trading

معاملات پوست

pelt market

بازار پوست

pelt prices

قیمت‌های پوست

pelt skins

پوست‌های پوست

pelt industry

صنعت پوست

pelt collection

جمع‌آوری پوست

pelt preparation

آماده‌سازی پوست

pelt quality

کیفیت پوست

جملات نمونه

he wore a coat made from animal pelts.

او یک کت از پوست حیوانات پوشید.

the hunter collected pelts from his recent expedition.

شکارچی پوست‌های حاصل از آخرین سفرش را جمع‌آوری کرد.

she sells beautiful pelts at the local market.

او پوست‌های زیبا را در بازار محلی می‌فروشد.

pelts can be used for clothing and decoration.

می‌توان از پوست‌ها برای لباس و تزئینات استفاده کرد.

the value of pelts varies depending on the species.

ارزش پوست‌ها بسته به گونه متفاوت است.

he learned how to process pelts for sale.

او یاد گرفت که چگونه پوست‌ها را برای فروش فرآوری کند.

some cultures have a long tradition of using pelts.

برخی از فرهنگ‌ها سنت طولانی استفاده از پوست‌ها را دارند.

the fur industry relies heavily on pelts.

صنعت پوست به شدت به پوست‌ها متکی است.

she carefully cleaned and preserved the pelts.

او پوست‌ها را با دقت تمیز و حفظ کرد.

pelts are often traded in fur markets around the world.

پوست‌ها اغلب در بازارهای پوست در سراسر جهان معامله می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید