fusspots at home
افراد سختگیر در خانه
fusspots in public
افراد سختگیر در حضور دیگران
fusspots over details
افراد سختگیر در مورد جزئیات
fusspots about food
افراد سختگیر در مورد غذا
fusspots and critics
منتقدان و سختگیران
fusspots in meetings
افراد سختگیر در جلسات
fusspots on cleanliness
افراد سختگیر در مورد نظافت
fusspots with style
افراد سختگیر با سلیقه
fusspots about noise
افراد سختگیر در مورد صدا
fusspots in fashion
افراد سختگیر در مورد مد
some people are real fusspots when it comes to their food.
بعضی از افراد در مورد غذا بسیار حساس هستند.
my grandmother is a fusspot about cleanliness.
مادربزرگم در مورد نظافت بسیار حساس است.
he can be a fusspot about how his clothes are washed.
او ممکن است در مورد نحوه شستن لباس هایش بسیار حساس باشد.
fusspots often have a hard time enjoying simple pleasures.
افراد حساس اغلب اوقات در لذت بردن از لذت های ساده مشکل دارند.
being a fusspot can lead to unnecessary stress.
حساس بودن می تواند منجر به استرس غیر ضروری شود.
my friend is such a fusspot about organizing her desk.
دوست من در مورد مرتب کردن میز خود بسیار حساس است.
fusspots usually have specific routines they follow.
افراد حساس معمولاً روال های خاصی دارند که دنبال می کنند.
it's hard to please fusspots when planning an event.
هنگام برنامه ریزی یک رویداد، راضی کردن افراد حساس دشوار است.
my dad is a fusspot about his car maintenance.
پدرم در مورد نگهداری ماشینش بسیار حساس است.
fusspots often miss out on spontaneous adventures.
افراد حساس اغلب اوقات ماجراجویی های خود به خود را از دست می دهند.
fusspots at home
افراد سختگیر در خانه
fusspots in public
افراد سختگیر در حضور دیگران
fusspots over details
افراد سختگیر در مورد جزئیات
fusspots about food
افراد سختگیر در مورد غذا
fusspots and critics
منتقدان و سختگیران
fusspots in meetings
افراد سختگیر در جلسات
fusspots on cleanliness
افراد سختگیر در مورد نظافت
fusspots with style
افراد سختگیر با سلیقه
fusspots about noise
افراد سختگیر در مورد صدا
fusspots in fashion
افراد سختگیر در مورد مد
some people are real fusspots when it comes to their food.
بعضی از افراد در مورد غذا بسیار حساس هستند.
my grandmother is a fusspot about cleanliness.
مادربزرگم در مورد نظافت بسیار حساس است.
he can be a fusspot about how his clothes are washed.
او ممکن است در مورد نحوه شستن لباس هایش بسیار حساس باشد.
fusspots often have a hard time enjoying simple pleasures.
افراد حساس اغلب اوقات در لذت بردن از لذت های ساده مشکل دارند.
being a fusspot can lead to unnecessary stress.
حساس بودن می تواند منجر به استرس غیر ضروری شود.
my friend is such a fusspot about organizing her desk.
دوست من در مورد مرتب کردن میز خود بسیار حساس است.
fusspots usually have specific routines they follow.
افراد حساس معمولاً روال های خاصی دارند که دنبال می کنند.
it's hard to please fusspots when planning an event.
هنگام برنامه ریزی یک رویداد، راضی کردن افراد حساس دشوار است.
my dad is a fusspot about his car maintenance.
پدرم در مورد نگهداری ماشینش بسیار حساس است.
fusspots often miss out on spontaneous adventures.
افراد حساس اغلب اوقات ماجراجویی های خود به خود را از دست می دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید