futureless

[ایالات متحده]/ˈfjuːtʃələs/
[بریتانیا]/ˈfjuːtʃərləs/

ترجمه

adj. بدون امید یا چشم‌انداز

عبارات و ترکیب‌ها

futureless world

جهان بدون آینده

futureless society

جامعه ای بدون آینده

futureless generation

نسلی بدون آینده

futureless dreams

رویاهای بدون آینده

futureless existence

وجود بدون آینده

futureless prospects

آینده ای بدون چشم انداز

futureless vision

دیدگاهی بدون آینده

futureless path

مسیر بدون آینده

futureless hope

امیدی بدون آینده

futureless choices

انتخاباتی بدون آینده

جملات نمونه

many young people feel futureless in today's economy.

بسیاری از جوانان در اقتصاد امروز احساس بی‌برنامگی می‌کنند.

his futureless attitude worries his friends.

نگرانی دوستانش از نگرش بی‌برنامگی اوست.

she expressed a futureless sentiment about her career.

او احساس بی‌برنامگی در مورد شغل خود را بیان کرد.

the futureless generation needs more support.

نسل بی‌برنامه به حمایت بیشتری نیاز دارد.

feeling futureless can lead to anxiety and depression.

احساس بی‌برنامگی می‌تواند منجر به اضطراب و افسردگی شود.

he described the city as futureless and bleak.

او شهر را بی‌برنامه و دلگیر توصیف کرد.

the futureless youth are searching for hope.

جوانان بی‌برنامه به دنبال امید هستند.

in a futureless world, dreams seem out of reach.

در دنیای بی‌برنامه، رویاها دوردست به نظر می‌رسند.

they feel futureless due to the lack of opportunities.

آنها به دلیل فقدان فرصت‌ها احساس بی‌برنامگی می‌کنند.

his futureless perspective hindered his progress.

دیدگاه بی‌برنامه او پیشرفت او را مختل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید