aimless

[ایالات متحده]/'eɪmlɪs/
[بریتانیا]/'emləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون هدف یا منظور خاص

جملات نمونه

an aimless, ungratifying life.

یک زندگی بی‌هدف و نارضایتی‌بخش

a slow and mostly aimless narrative.

یک روایت کند و عمدتاً بی‌هدف

He led an aimless sort of life.

او نوعی زندگی بی‌هدف را گذراند.

lost in aimless thoughts

گم شده در افکار بی‌هدف

drifting aimlessly through life

بی‌هدف در زندگی سرگردان

aimless browsing on the internet

مرور بی‌هدف در اینترنت

feeling aimless and lost

احساس بی‌هدفی و گم‌شدگی

aimless driving around the city

رانندگی بی‌هدف در اطراف شهر

living an aimless existence

زندگی کردن یک وجود بی‌هدف

aimless meandering in the park

سرگردانی بی‌هدف در پارک

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید