fyrd

[ایالات متحده]/fɪəd/
[بریتانیا]/fɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میلیشای آنگلوساکسون

عبارات و ترکیب‌ها

fyrd duty

وظیفه فیورد

fyrd service

خدمات فیورد

fyrd army

ارتش فیورد

fyrd leader

رهبر فیورد

fyrd training

آموزش فیورد

fyrd recruitment

جذب نیروهای فیورد

fyrd formation

تشکیل فیورد

fyrd tactics

تاکتیک‌های فیورد

fyrd warriors

جنگجویان فیورد

fyrd council

شورای فیورد

جملات نمونه

the fyrd was called to defend the kingdom.

نیروی فیرد برای دفاع از پادشاهی فراخوانده شد.

during the invasion, the fyrd played a crucial role.

در طول حمله، نیروی فیرد نقش مهمی ایفا کرد.

many men joined the fyrd to protect their homes.

مردان زیادی به فیرد پیوستند تا از خانه‌های خود محافظت کنند.

the fyrd was essential for local defense.

نیروی فیرد برای دفاع محلی ضروری بود.

training the fyrd took considerable effort.

آموزش نیروی فیرد تلاش زیادی طلبید.

the king relied on the fyrd in times of war.

شاه در زمان جنگ به نیروی فیرد تکیه داشت.

members of the fyrd were often local farmers.

اعضای نیروی فیرد اغلب کشاورزان محلی بودند.

in ancient times, the fyrd was a vital military force.

در زمان‌های قدیم، نیروی فیرد یک نیروی نظامی حیاتی بود.

the fyrd would gather at the sound of the horn.

نیروی فیرد با صدای شاخص جمع می‌شد.

leaders were chosen from among the fyrd.

رهبران از میان نیروی فیرد انتخاب می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید