gadded

[ایالات متحده]/ɡædɪd/
[بریتانیا]/ɡædɪd/

ترجمه

v. به گشت و گذار یا پرسه زدن; برای سرگرمی یا جستجوی تفریح; با میله‌ای زدن یا چنگ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

gadded about

در رفت و آمد

gadded off

سر به راه رفت

gadded away

دور رفت

gadded out

بیرون رفت

gadded up

بالا رفت

gadded in

وارد شد

gadded along

همراه رفت

gadded round

دور زد

gadded back

برگشت

gadded together

همراه هم رفتند

جملات نمونه

we gadded about the city all weekend.

ما آخر هفته در شهر پرسه زدیم.

she gadded off to the beach without telling anyone.

او بدون اینکه به کسی بگوید به سمت ساحل رفت.

they gadded around, exploring new cafes and shops.

آنها در اطراف پرسه زدند، کافه ها و مغازه های جدید را کشف کردند.

after finishing work, he gadded with his friends.

بعد از اتمام کار، او با دوستانش پرسه زد.

the kids gadded in the park until sunset.

بچه ها تا غروب آفتاب در پارک پرسه زدند.

we gadded to the countryside for a change of scenery.

ما برای تغییر منظره به حومه شهر رفتیم.

she loves to gadded around during her vacation.

او عاشق پرسه زدن در تعطیلاتش است.

they spent the day gadding about the local markets.

آنها روز را در بازار محلی پرسه زدند.

he often gadded with his colleagues after work.

او اغلب بعد از کار با همکارانش پرسه می زد.

we gadded off for a spontaneous road trip.

ما برای یک سفر جاده ای خود به خودی به پرسه زدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید