The store sells all kinds of electronic gadgetry.
فروشگاه انواع وسایل الکترونیکی را به فروش میرساند.
He is always fascinated by the latest gadgetry on the market.
او همیشه مجذوب آخرین وسایل الکترونیکی موجود در بازار است.
The conference showcased cutting-edge gadgetry for the tech enthusiasts.
این کنفرانس آخرین وسایل الکترونیکی را برای علاقهمندان به فناوری به نمایش گذاشت.
Her job involves testing new gadgetry before it hits the market.
وظیفهی او شامل آزمایش وسایل الکترونیکی جدید قبل از عرضه به بازار است.
The company invests heavily in research and development of innovative gadgetry.
این شرکت به طور قابل توجهی در تحقیق و توسعه وسایل الکترونیکی نوآورانه سرمایهگذاری میکند.
The engineer is known for his expertise in designing complex gadgetry.
مهندس به دلیل تخصص خود در طراحی وسایل الکترونیکی پیچیده شناخته شده است.
The military is exploring advanced gadgetry for use in warfare.
نظامیان در حال بررسی وسایل الکترونیکی پیشرفته برای استفاده در جنگ هستند.
Students in the engineering program learn to create and optimize gadgetry.
دانشجویان در رشته مهندسی یاد میگیرند که چگونه وسایل الکترونیکی را ایجاد و بهینهسازی کنند.
The tech company unveiled a new line of gadgetry at the trade show.
شرکت فناوری یک خط جدید از وسایل الکترونیکی را در نمایشگاه تجاری معرفی کرد.
Consumers are increasingly relying on smart gadgetry for everyday tasks.
مصرفکنندگان به طور فزایندهای برای انجام کارهای روزمره به وسایل الکترونیکی هوشمند متکی هستند.
Walk with him through the arsenal of airborne and subsea devices on display at Anduril's headquarters in Southern California and his wonkishness as he explains the gadgetry is almost overwhelming.
با او از میان انبوه تجهیزات هوایی و زیردریایی که در مقر اندوریل در جنوب کالیفرنیا به نمایش گذاشته شدهاند، قدم بزنید و شیوه عجیب و غریب او در توضیح این وسایل، تقریباً طاقتفرسا است.
منبع: Economist BusinessOrville later lived here at Hawthorne Hill, a mansion with the Wrights' endless flair for clever DIY gadgetry, including a toaster that could slice bread and what was called a circular shower bath.
اورویل بعدها در اینجا در تپه هاثورن زندگی کرد، یک عمارت با سبک بیپایان و خلاقانه خانواده رایت در ساخت وسایل DIY، از جمله یک توستر که میتوانست نان را برش دهد و یک حمام دایرهای که به آن وان دایرهای گفته میشد.
منبع: Aerial AmericaHolmes also needed-or at least would very much have appreciated, sophisticated gadgetry of a sort that could make very fine measurements from tiny samples, and as we have seen it was all he could do to get a simple adding machine.
همچنین هولمز به وسایل پیچیده ای از نوعی که میتوانست اندازهگیریهای بسیار دقیقی از نمونههای کوچک انجام دهد، نیاز داشت - یا حداقل از آن قدردانی میکرد - و همانطور که دیدیم، او فقط میتوانست یک ماشین حساب ساده به دست آورد.
منبع: A Brief History of Everythingلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید