gaffed

[ایالات متحده]/ɡæft/
[بریتانیا]/ɡæft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. قمار کردن
n. گاف؛ نیزه یا قلاب برای گرفتن ماهی؛ (گاف) یک نام خانوادگی؛ (بریتانیایی) گاف
vt. با گاف گرفتن؛ با قلاب کشیدن؛ فریب دادن

عبارات و ترکیب‌ها

gaffed up

بالا رفتن

gaffed off

خاموش کردن

gaffed down

پایین آمدن

gaffed away

دور رفتن

gaffed out

بیرون رفتن

gaffed in

وارد شدن

gaffed at

به سمت

gaffed over

روی

gaffed around

اطراف

gaffed together

همراه هم

جملات نمونه

he gaffed the fish right out of the water.

او ماهی را درست از آب بیرون کشید.

she gaffed a great idea during the meeting.

او یک ایده عالی را در طول جلسه مطرح کرد.

the fisherman gaffed his catch with precision.

ماهیگیر با دقت صید خود را قلاب کرد.

the team gaffed the project due to poor planning.

به دلیل برنامه‌ریزی ضعیف، تیم پروژه را خراب کرد.

he gaffed his chance to impress the boss.

او فرصت خود را برای تحت تاثیر قرار دادن رئیس خراب کرد.

the comedian gaffed his punchline, making everyone laugh.

کمدین با گفتن पंचलाइन خود، همه را به خنده انداخت.

they gaffed the performance by forgetting their lines.

آنها با فراموش کردن خطوط خود، اجرا را خراب کردند.

she gaffed the presentation, losing the audience's attention.

او با از دست دادن توجه مخاطبان، ارائه را خراب کرد.

the athlete gaffed his chance to win the race.

او فرصت خود را برای برنده شدن در مسابقه خراب کرد.

he gaffed his response during the interview.

او پاسخ خود را در طول مصاحبه خراب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید