gaffed up
بالا رفتن
gaffed off
خاموش کردن
gaffed down
پایین آمدن
gaffed away
دور رفتن
gaffed out
بیرون رفتن
gaffed in
وارد شدن
gaffed at
به سمت
gaffed over
روی
gaffed around
اطراف
gaffed together
همراه هم
he gaffed the fish right out of the water.
او ماهی را درست از آب بیرون کشید.
she gaffed a great idea during the meeting.
او یک ایده عالی را در طول جلسه مطرح کرد.
the fisherman gaffed his catch with precision.
ماهیگیر با دقت صید خود را قلاب کرد.
the team gaffed the project due to poor planning.
به دلیل برنامهریزی ضعیف، تیم پروژه را خراب کرد.
he gaffed his chance to impress the boss.
او فرصت خود را برای تحت تاثیر قرار دادن رئیس خراب کرد.
the comedian gaffed his punchline, making everyone laugh.
کمدین با گفتن पंचलाइन خود، همه را به خنده انداخت.
they gaffed the performance by forgetting their lines.
آنها با فراموش کردن خطوط خود، اجرا را خراب کردند.
she gaffed the presentation, losing the audience's attention.
او با از دست دادن توجه مخاطبان، ارائه را خراب کرد.
the athlete gaffed his chance to win the race.
او فرصت خود را برای برنده شدن در مسابقه خراب کرد.
he gaffed his response during the interview.
او پاسخ خود را در طول مصاحبه خراب کرد.
gaffed up
بالا رفتن
gaffed off
خاموش کردن
gaffed down
پایین آمدن
gaffed away
دور رفتن
gaffed out
بیرون رفتن
gaffed in
وارد شدن
gaffed at
به سمت
gaffed over
روی
gaffed around
اطراف
gaffed together
همراه هم
he gaffed the fish right out of the water.
او ماهی را درست از آب بیرون کشید.
she gaffed a great idea during the meeting.
او یک ایده عالی را در طول جلسه مطرح کرد.
the fisherman gaffed his catch with precision.
ماهیگیر با دقت صید خود را قلاب کرد.
the team gaffed the project due to poor planning.
به دلیل برنامهریزی ضعیف، تیم پروژه را خراب کرد.
he gaffed his chance to impress the boss.
او فرصت خود را برای تحت تاثیر قرار دادن رئیس خراب کرد.
the comedian gaffed his punchline, making everyone laugh.
کمدین با گفتن पंचलाइन خود، همه را به خنده انداخت.
they gaffed the performance by forgetting their lines.
آنها با فراموش کردن خطوط خود، اجرا را خراب کردند.
she gaffed the presentation, losing the audience's attention.
او با از دست دادن توجه مخاطبان، ارائه را خراب کرد.
the athlete gaffed his chance to win the race.
او فرصت خود را برای برنده شدن در مسابقه خراب کرد.
he gaffed his response during the interview.
او پاسخ خود را در طول مصاحبه خراب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید