gainsays the truth
به صحت اعتراض میکند
no one gainsays
هیچ کس اعتراض نمیکند
gainsays my claim
به ادعای من اعتراض میکند
gainsays his authority
به اقتدار او اعتراض میکند
gainsays the evidence
به شواهد اعتراض میکند
gainsays the facts
به حقایق اعتراض میکند
gainsays her opinion
به نظر او اعتراض میکند
gainsays their argument
به استدلال آنها اعتراض میکند
gainsays my words
به حرفهای من اعتراض میکند
gainsays the results
به نتایج اعتراض میکند
no one gainsays the fact that education is important.
هیچ کس انکار نمیکند که آموزش مهم است.
she spoke confidently, and no one dared to gainsay her.
او با اعتماد به نفس صحبت کرد و هیچ کس جرات نکرد او را به چالش بکشد.
the evidence presented gainsays the previous conclusions.
شواهد ارائه شده نتایج قبلی را رد میکند.
his achievements gainsay the notion that success comes easy.
دستاوردهای او این ایده را که موفقیت به آسانی به دست میآید، نقض میکند.
it is hard to gainsay the influence of social media today.
امروز سخت است که نفوذ رسانههای اجتماعی را نادیده بگیریم.
no one gainsays her authority on the subject.
هیچ کس از اقتدار او در این موضوع انتقاد نمیکند.
his actions gainsay his words, creating distrust.
عمل او با حرفش در تضاد است و باعث بیاعتمادی میشود.
the scientist's findings gainsay long-held beliefs.
یافتههای دانشمند باورهای دیرینه را نقض میکند.
to gainsay the truth is to invite trouble.
نقد کردن حقیقت به معنای دعوت از مشکلات است.
few can gainsay the beauty of nature.
کمتری کسی وجود دارد که نتواند زیبایی طبیعت را انکار کند.
gainsays the truth
به صحت اعتراض میکند
no one gainsays
هیچ کس اعتراض نمیکند
gainsays my claim
به ادعای من اعتراض میکند
gainsays his authority
به اقتدار او اعتراض میکند
gainsays the evidence
به شواهد اعتراض میکند
gainsays the facts
به حقایق اعتراض میکند
gainsays her opinion
به نظر او اعتراض میکند
gainsays their argument
به استدلال آنها اعتراض میکند
gainsays my words
به حرفهای من اعتراض میکند
gainsays the results
به نتایج اعتراض میکند
no one gainsays the fact that education is important.
هیچ کس انکار نمیکند که آموزش مهم است.
she spoke confidently, and no one dared to gainsay her.
او با اعتماد به نفس صحبت کرد و هیچ کس جرات نکرد او را به چالش بکشد.
the evidence presented gainsays the previous conclusions.
شواهد ارائه شده نتایج قبلی را رد میکند.
his achievements gainsay the notion that success comes easy.
دستاوردهای او این ایده را که موفقیت به آسانی به دست میآید، نقض میکند.
it is hard to gainsay the influence of social media today.
امروز سخت است که نفوذ رسانههای اجتماعی را نادیده بگیریم.
no one gainsays her authority on the subject.
هیچ کس از اقتدار او در این موضوع انتقاد نمیکند.
his actions gainsay his words, creating distrust.
عمل او با حرفش در تضاد است و باعث بیاعتمادی میشود.
the scientist's findings gainsay long-held beliefs.
یافتههای دانشمند باورهای دیرینه را نقض میکند.
to gainsay the truth is to invite trouble.
نقد کردن حقیقت به معنای دعوت از مشکلات است.
few can gainsay the beauty of nature.
کمتری کسی وجود دارد که نتواند زیبایی طبیعت را انکار کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید