galette

[ایالات متحده]/ɡəˈlɛt/
[بریتانیا]/ɡəˈlɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیک یا شیرینی گرد و صاف؛ نوعی شیرینی فرانسوی تهیه شده از آرد گندم سیاه
Word Forms
جمعgalettes

عبارات و ترکیب‌ها

savory galette

گلات خوشمزه

sweet galette

گلات شیرین

galette dough

خمیر گلات

galette recipe

دستور تهیه گلات

galette filling

مواد داخل گلات

galette des rois

گلات پادشاهان

galette bretonne

گلات برتون

galette style

سبک گلات

galette crust

پوسته گلات

galette pan

تابه گلات

جملات نمونه

she baked a delicious galette for dessert.

او یک گالت خوشمزه برای دسر پخت.

we enjoyed a savory galette filled with vegetables.

ما از یک گالت خوشمزه پر شده با سبزیجات لذت بردیم.

he learned how to make a traditional galette from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه یک گالت سنتی را از مادربزرگش درست کند.

they served a fruit galette at the party.

آنها یک گالت میوه ای را در مهمانی سرو کردند.

a galette is a great option for brunch.

گالت یک گزینه عالی برای صبحانه است.

she topped her galette with fresh berries and cream.

او گالت خود را با توت های تازه و خامه تزئین کرد.

he prefers a buckwheat galette over a regular pancake.

او ترجیح می دهد یک گالت جو دوسر به جای پنکیک معمولی بخورد.

making a galette is easier than you might think.

درست کردن گالت آسان تر از آن چیزی است که فکر می کنید.

they enjoyed a slice of galette with their coffee.

آنها یک برش گالت را با قهوه خود نوشیدند.

the recipe for a galette can vary by region.

دستور العمل گالت می تواند بسته به منطقه متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید