strategic gambits
موقعیتهای استراتژیک
opening gambits
موقعیتهای آغازین
tactical gambits
موقعیتهای تاکتیکی
winning gambits
موقعیتهای پیروزمندانه
creative gambits
موقعیتهای خلاقانه
bold gambits
موقعیتهای جسورانه
risky gambits
موقعیتهای پرخطر
defensive gambits
موقعیتهای دفاعی
surprising gambits
موقعیتهای غافلگیرکننده
counter gambits
موقعیتهای ضد حمله
he used several gambits to gain an advantage in the game.
او از چندین حربه برای به دست آوردن برتری در بازی استفاده کرد.
the politician's gambits often swayed public opinion.
حربه های سیاستمدار اغلب بر افکار عمومی تأثیر می گذاشت.
in chess, gambits can lead to quick victories or devastating losses.
در شطرنج، حربه ها می توانند منجر به پیروزی سریع یا شکست های ویرانگر شوند.
her gambits during negotiations impressed everyone at the table.
حربه های او در مذاکرات، همه را در آن جلسه تحت تأثیر قرار داد.
he decided to take a few gambits to secure his position in the company.
او تصمیم گرفت چند حربه برای تثبیت موقعیت خود در شرکت به کار گیرد.
gambits in a debate can shift the direction of the discussion.
حربه ها در یک بحث می توانند مسیر بحث را تغییر دهند.
she played a series of gambits that caught her opponent off guard.
او مجموعهای از حربه ها را بازی کرد که حریفش را غافلگیر کرد.
his clever gambits often turned the tide in his favor.
حربه های زیرکانه او اغلب موازنه را به نفع او تغییر می داد.
in strategy games, gambits can be a risky but rewarding approach.
در بازی های استراتژیک، حربه ها می توانند یک رویکرد پرخطر اما سودآور باشند.
she employed psychological gambits to outsmart her rivals.
او از حربه های روانشناختی برای فریب دادن رقبای خود استفاده کرد.
strategic gambits
موقعیتهای استراتژیک
opening gambits
موقعیتهای آغازین
tactical gambits
موقعیتهای تاکتیکی
winning gambits
موقعیتهای پیروزمندانه
creative gambits
موقعیتهای خلاقانه
bold gambits
موقعیتهای جسورانه
risky gambits
موقعیتهای پرخطر
defensive gambits
موقعیتهای دفاعی
surprising gambits
موقعیتهای غافلگیرکننده
counter gambits
موقعیتهای ضد حمله
he used several gambits to gain an advantage in the game.
او از چندین حربه برای به دست آوردن برتری در بازی استفاده کرد.
the politician's gambits often swayed public opinion.
حربه های سیاستمدار اغلب بر افکار عمومی تأثیر می گذاشت.
in chess, gambits can lead to quick victories or devastating losses.
در شطرنج، حربه ها می توانند منجر به پیروزی سریع یا شکست های ویرانگر شوند.
her gambits during negotiations impressed everyone at the table.
حربه های او در مذاکرات، همه را در آن جلسه تحت تأثیر قرار داد.
he decided to take a few gambits to secure his position in the company.
او تصمیم گرفت چند حربه برای تثبیت موقعیت خود در شرکت به کار گیرد.
gambits in a debate can shift the direction of the discussion.
حربه ها در یک بحث می توانند مسیر بحث را تغییر دهند.
she played a series of gambits that caught her opponent off guard.
او مجموعهای از حربه ها را بازی کرد که حریفش را غافلگیر کرد.
his clever gambits often turned the tide in his favor.
حربه های زیرکانه او اغلب موازنه را به نفع او تغییر می داد.
in strategy games, gambits can be a risky but rewarding approach.
در بازی های استراتژیک، حربه ها می توانند یک رویکرد پرخطر اما سودآور باشند.
she employed psychological gambits to outsmart her rivals.
او از حربه های روانشناختی برای فریب دادن رقبای خود استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید