gamecock

[ایالات متحده]/ˈɡeɪm.kɒk/
[بریتانیا]/ˈɡeɪm.kɑːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خروس جنگی؛ یک فرد جنگجو؛ یک فرد شجاع و پرروح
Word Forms
جمعgamecocks

عبارات و ترکیب‌ها

gamecock fighting

نبرد گیکوک

gamecock owner

صاحب گیکوک

gamecock breed

نژاد گیکوک

gamecock match

مسابقه گیکوک

gamecock trainer

مربی گیکوک

gamecock show

نمایش گیکوک

gamecock sport

ورزش گیکوک

gamecock feather

پر گیکوک

gamecock fight

نبرد گیکوک

gamecock bloodline

خط خون گیکوک

جملات نمونه

he raised a gamecock for the competition.

او یک گاومیش جنگجو برای مسابقه پرورش داد.

the gamecock is known for its fighting spirit.

گاومیش جنگجو به روح جنگندگی خود معروف است.

many people enjoy watching gamecock fights.

بسیاری از مردم از تماشای مسابقات گاومیش جنگجو لذت می برند.

training a gamecock requires patience and skill.

آموزش یک گاومیش جنگجو نیاز به صبر و مهارت دارد.

the gamecock won the championship last year.

گاومیش جنگجو سال گذشته قهرمانی را به دست آورد.

he spent hours preparing his gamecock for the match.

او ساعت ها وقت خود را برای آماده کردن گاومیش جنگجویش برای مسابقه صرف کرد.

gamecock breeding is a popular hobby in some regions.

پرورش گاومیش جنگجو در برخی مناطق یک سرگرمی محبوب است.

they have a special diet for their gamecock.

آنها یک رژیم غذایی خاص برای گاومیش جنگجویشان دارند.

the gamecock's feathers are vibrant and colorful.

پرهاى گاومیش جنگجو پر جنب و جوش و رنگارنگ هستند.

he learned the techniques of gamecock fighting from his father.

او تکنیک های مسابقه گاومیش جنگجو را از پدرش یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید