ganger

[ایالات متحده]/ˈɡæŋə/
[بریتانیا]/ˈɡæŋɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرپرست یا ناظم، به ویژه در ساخت و ساز؛ اسب سریع
Word Forms
جمعgangers

عبارات و ترکیب‌ها

gangster ganger

گانگستر گنگر

ganger lifestyle

سبک زندگی گنگستر

ganger code

قانون گنگستر

ganger mentality

ذهنیت گنگستر

ganger territory

سرزمین گنگستر

ganger rivalry

رقابت گنگسترها

ganger culture

فرهنگ گنگستر

ganger friends

دوستان گنگستر

ganger group

گروه گنگستر

جملات نمونه

the ganger led the team through the construction site.

رهبر گروه، تیم را در طول محل ساخت و ساز هدایت کرد.

each ganger was responsible for a specific section of the project.

هر گنگر مسئول یک بخش خاص از پروژه بود.

the ganger made sure all safety protocols were followed.

گنگر اطمینان حاصل کرد که از تمام پروتکل‌های ایمنی پیروی شود.

as a ganger, he had to manage the crew effectively.

به عنوان یک گنگر، او باید به طور موثر خدمه را مدیریت می‌کرد.

the ganger reported progress to the project manager daily.

گنگر به طور روزانه پیشرفت را به مدیر پروژه گزارش می‌کرد.

she worked her way up to become a ganger in the field.

او تلاش کرد تا به یک گنگر در محل کار تبدیل شود.

the ganger coordinated with other teams to ensure efficiency.

گنگر با سایر تیم‌ها هماهنگی کرد تا از کارایی اطمینان حاصل کند.

he was known as a reliable ganger on the job site.

او به عنوان یک گنگر قابل اعتماد در محل کار شناخته می‌شد.

the ganger's leadership was crucial for the project's success.

رهبری گنگر برای موفقیت پروژه بسیار مهم بود.

the ganger held regular meetings to discuss project updates.

گنگر جلسات منظم برگزار می‌کرد تا در مورد به‌روزرسانی‌های پروژه بحث کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید