gaper delay
تأخیر گِپِر
gaper's block
مسدودیت گِپِر
gaper traffic
ترافیک گِپِر
gaper effect
اثر گِپِر
gaper zone
منطقه گِپِر
gaper view
دیدگاه گِپِر
gaper moment
لحظه گِپِر
gaper crowd
جمعیت گِپِر
gaper look
نگاه گِپِر
gaper incident
حادثه گِپِر
there was a gaper at the museum, staring at the paintings.
در موزه فردی با دهان باز بود و به تابلوی نقاشی خیره شده بود.
the gaper watched the street performance with great interest.
آن فرد با دهان باز، اجرای خیابانی را با علاقه زیادی تماشا کرد.
as a gaper, he couldn't help but be drawn to the exciting show.
به عنوان یک فرد با دهان باز، نتوانست جلوی خود را بگیرد و به نمایش هیجان انگیز جذب شود.
the gaper stood in awe of the magician's tricks.
آن فرد با دهان باز، در شگفتی از شعبده های جادوگر ایستاد.
she felt like a gaper, unable to look away from the car accident.
او احساس میکرد مثل یک فرد با دهان باز است و نمیتوانست چشم از صحنه تصادف خودرو بردارد.
the gaper's fascination with the fireworks was evident.
علاقه آن فرد با دهان باز به آتشبازی آشکار بود.
as a gaper, he often found himself in awkward situations.
به عنوان یک فرد با دهان باز، اغلب خود را در موقعیتهای ناخوشاوت پیدا میکرد.
there were many gapers at the accident scene, causing a traffic jam.
در صحنه تصادف، افراد زیادی با دهان باز حضور داشتند که باعث ایجاد ترافیک شد.
the gaper's curiosity led him to explore the haunted house.
کنجکاوی آن فرد با دهان باز او را به کاوش در خانه ارواطی سوق داد.
being a gaper, she often missed important details in conversations.
به عنوان یک فرد با دهان باز، او اغلب جزئیات مهم را در مکالمات از دست میداد.
gaper delay
تأخیر گِپِر
gaper's block
مسدودیت گِپِر
gaper traffic
ترافیک گِپِر
gaper effect
اثر گِپِر
gaper zone
منطقه گِپِر
gaper view
دیدگاه گِپِر
gaper moment
لحظه گِپِر
gaper crowd
جمعیت گِپِر
gaper look
نگاه گِپِر
gaper incident
حادثه گِپِر
there was a gaper at the museum, staring at the paintings.
در موزه فردی با دهان باز بود و به تابلوی نقاشی خیره شده بود.
the gaper watched the street performance with great interest.
آن فرد با دهان باز، اجرای خیابانی را با علاقه زیادی تماشا کرد.
as a gaper, he couldn't help but be drawn to the exciting show.
به عنوان یک فرد با دهان باز، نتوانست جلوی خود را بگیرد و به نمایش هیجان انگیز جذب شود.
the gaper stood in awe of the magician's tricks.
آن فرد با دهان باز، در شگفتی از شعبده های جادوگر ایستاد.
she felt like a gaper, unable to look away from the car accident.
او احساس میکرد مثل یک فرد با دهان باز است و نمیتوانست چشم از صحنه تصادف خودرو بردارد.
the gaper's fascination with the fireworks was evident.
علاقه آن فرد با دهان باز به آتشبازی آشکار بود.
as a gaper, he often found himself in awkward situations.
به عنوان یک فرد با دهان باز، اغلب خود را در موقعیتهای ناخوشاوت پیدا میکرد.
there were many gapers at the accident scene, causing a traffic jam.
در صحنه تصادف، افراد زیادی با دهان باز حضور داشتند که باعث ایجاد ترافیک شد.
the gaper's curiosity led him to explore the haunted house.
کنجکاوی آن فرد با دهان باز او را به کاوش در خانه ارواطی سوق داد.
being a gaper, she often missed important details in conversations.
به عنوان یک فرد با دهان باز، او اغلب جزئیات مهم را در مکالمات از دست میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید