garrisons

[ایالات متحده]/ˈɡærɪsənz/
[بریتانیا]/ˈɡærɪsənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نیروهای نظامی را در یک دژ یا شهر مستقر کردن
n. نیروهای نظامی مستقر در یک دژ یا شهر

عبارات و ترکیب‌ها

military garrisons

پایگاه‌های نظامی

garrisons deployed

گاردها مستقر شدند

garrisons established

گاردها ایجاد شدند

garrisons fortified

گاردها مستحکم شدند

garrisons maintained

گاردها حفظ شدند

garrisons occupied

گاردها اشغال شدند

garrisons stationed

گاردها مستقر شدند

garrisons abandoned

گاردها رها شدند

garrisons commanded

گاردها فرماندهی شدند

garrisons protected

گاردها محافظت شدند

جملات نمونه

the army established garrisons in strategic locations.

ارتش در مکان‌های استراتژیک، سنگرها ایجاد کرد.

garrisons are essential for maintaining security in the region.

سنگرها برای حفظ امنیت در منطقه ضروری هستند.

the garrisons were well-equipped for any potential threats.

سنگرها برای هرگونه تهدید احتمالی به خوبی مجهز بودند.

local communities often support the garrisons nearby.

جامعه محلی اغلب از سنگرهای نزدیک حمایت می‌کند.

garrisons play a crucial role in military strategy.

سنگرها نقش مهمی در استراتژی نظامی ایفا می‌کنند.

after the conflict, the garrisons were reduced in size.

پس از درگیری، اندازه سنگرها کاهش یافت.

garrisons often conduct training exercises to stay prepared.

سنگرها اغلب برای آمادگی، تمرینات نظامی انجام می‌دهند.

the government decided to reinforce the garrisons in the north.

دولت تصمیم گرفت سنگرها را در شمال تقویت کند.

garrisons are often located near borders to deter invasions.

سنگرها اغلب در نزدیکی مرزها برای جلوگیری از تهاجم قرار دارند.

communication between garrisons is vital for coordination.

ارتباط بین سنگرها برای هماهنگی حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید