use garrote
استفاده از طنابدار
garrote technique
تکنیک طنابدار
garrote wire
سیم طنابدار
execute garrote
اجرای طنابدار
garrote method
روش طنابدار
garrote kill
کشتن با طنابدار
garrote victim
قربانی طنابدار
garrote device
وسیله طنابدار
garrote scene
صحنه طنابدار
garrote crime
جرایم طنابدار
he used a garrote to silence his victim.
او از یک گِرته برای خاموش کردن قربانیاش استفاده کرد.
the detective found a garrote at the crime scene.
مامور پلیس یک گِرته در صحنه جرم پیدا کرد.
garrotes have been used in various historical executions.
گِرتهها در اعدامهای تاریخی مختلف مورد استفاده قرار گرفتهاند.
she was terrified when she saw the garrote.
وقتی گِرته را دید، او وحشتزده شد.
the movie featured a scene with a garrote.
فیلم صحنهای با یک گِرته را به تصویر کشید.
he learned how to use a garrote in self-defense classes.
او یاد گرفت که چگونه از گِرته در کلاسهای دفاع شخصی استفاده کند.
the garrote is a lethal weapon in skilled hands.
گِرته در دست افراد ماهر یک سلاح کشنده است.
in the story, the assassin preferred a garrote over a gun.
در داستان، آدمکش ترجیح داد به جای اسلحه از گِرته استفاده کند.
garrote techniques require a lot of practice.
تکنیکهای گِرته نیاز به تمرین زیادی دارند.
the old film depicted a garrote being used in a dark alley.
فیلم قدیمی به تصویر کشید که یک گِرته در یک کوچه تاریک استفاده میشود.
use garrote
استفاده از طنابدار
garrote technique
تکنیک طنابدار
garrote wire
سیم طنابدار
execute garrote
اجرای طنابدار
garrote method
روش طنابدار
garrote kill
کشتن با طنابدار
garrote victim
قربانی طنابدار
garrote device
وسیله طنابدار
garrote scene
صحنه طنابدار
garrote crime
جرایم طنابدار
he used a garrote to silence his victim.
او از یک گِرته برای خاموش کردن قربانیاش استفاده کرد.
the detective found a garrote at the crime scene.
مامور پلیس یک گِرته در صحنه جرم پیدا کرد.
garrotes have been used in various historical executions.
گِرتهها در اعدامهای تاریخی مختلف مورد استفاده قرار گرفتهاند.
she was terrified when she saw the garrote.
وقتی گِرته را دید، او وحشتزده شد.
the movie featured a scene with a garrote.
فیلم صحنهای با یک گِرته را به تصویر کشید.
he learned how to use a garrote in self-defense classes.
او یاد گرفت که چگونه از گِرته در کلاسهای دفاع شخصی استفاده کند.
the garrote is a lethal weapon in skilled hands.
گِرته در دست افراد ماهر یک سلاح کشنده است.
in the story, the assassin preferred a garrote over a gun.
در داستان، آدمکش ترجیح داد به جای اسلحه از گِرته استفاده کند.
garrote techniques require a lot of practice.
تکنیکهای گِرته نیاز به تمرین زیادی دارند.
the old film depicted a garrote being used in a dark alley.
فیلم قدیمی به تصویر کشید که یک گِرته در یک کوچه تاریک استفاده میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید