gassed up
پر بنزین
gassed out
بیبنزین
gassed up car
ماشین پر بنزین
gassed up bike
موتور پر بنزین
gassed and ready
آماده و پر بنزین
gassed before race
قبل از مسابقه پر بنزین
gassed for fun
پر بنزین برای تفریح
gassed to go
برای رفتن پر بنزین
gassed in traffic
در ترافیک پر بنزین
gassed for trip
پر بنزین برای سفر
he was gassed during the war and returned home with injuries.
او در طول جنگ مورد گاز قرار گرفت و با جراحات به خانه بازگشت.
the car was gassed up before the long trip.
ماشین قبل از سفر طولانی بنزینگیری شد.
they gassed the pests to protect the crops.
آنها برای محافظت از محصولات، آفات را گاز زدند.
she felt gassed after running the marathon.
او بعد از دویدن ماراتن احساس خستگی کرد.
the team gassed up their equipment before the game.
تیم قبل از بازی تجهیزات خود را بنزینگیری کرد.
he was gassed by the fumes in the closed garage.
او در پارکینگ بسته شده، در اثر دودها گاز گرفت.
they gassed the area to eliminate the invasive species.
آنها منطقه را گاز زدند تا گونههای مهاجم را از بین ببرند.
after the party, i felt gassed from all the socializing.
بعد از مهمانی، از تمام معاشرتها احساس خستگی کردم.
the soldiers were gassed in a surprise attack.
سربازان در یک حمله غافلگیرکننده مورد گاز قرار گرفتند.
make sure the lawnmower is gassed up before you start.
مطمئن شوید که چمنزن قبل از شروع کار بنزین دارد.
gassed up
پر بنزین
gassed out
بیبنزین
gassed up car
ماشین پر بنزین
gassed up bike
موتور پر بنزین
gassed and ready
آماده و پر بنزین
gassed before race
قبل از مسابقه پر بنزین
gassed for fun
پر بنزین برای تفریح
gassed to go
برای رفتن پر بنزین
gassed in traffic
در ترافیک پر بنزین
gassed for trip
پر بنزین برای سفر
he was gassed during the war and returned home with injuries.
او در طول جنگ مورد گاز قرار گرفت و با جراحات به خانه بازگشت.
the car was gassed up before the long trip.
ماشین قبل از سفر طولانی بنزینگیری شد.
they gassed the pests to protect the crops.
آنها برای محافظت از محصولات، آفات را گاز زدند.
she felt gassed after running the marathon.
او بعد از دویدن ماراتن احساس خستگی کرد.
the team gassed up their equipment before the game.
تیم قبل از بازی تجهیزات خود را بنزینگیری کرد.
he was gassed by the fumes in the closed garage.
او در پارکینگ بسته شده، در اثر دودها گاز گرفت.
they gassed the area to eliminate the invasive species.
آنها منطقه را گاز زدند تا گونههای مهاجم را از بین ببرند.
after the party, i felt gassed from all the socializing.
بعد از مهمانی، از تمام معاشرتها احساس خستگی کردم.
the soldiers were gassed in a surprise attack.
سربازان در یک حمله غافلگیرکننده مورد گاز قرار گرفتند.
make sure the lawnmower is gassed up before you start.
مطمئن شوید که چمنزن قبل از شروع کار بنزین دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید