gassed

[ایالات متحده]/ɡæst/
[بریتانیا]/ɡæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مست; تحت تأثیر مسمومیت با گاز
v. قید گذشته گاز; تأمین گاز; کشتن با گاز

عبارات و ترکیب‌ها

gassed up

پر بنزین

gassed out

بی‌بنزین

gassed up car

ماشین پر بنزین

gassed up bike

موتور پر بنزین

gassed and ready

آماده و پر بنزین

gassed before race

قبل از مسابقه پر بنزین

gassed for fun

پر بنزین برای تفریح

gassed to go

برای رفتن پر بنزین

gassed in traffic

در ترافیک پر بنزین

gassed for trip

پر بنزین برای سفر

جملات نمونه

he was gassed during the war and returned home with injuries.

او در طول جنگ مورد گاز قرار گرفت و با جراحات به خانه بازگشت.

the car was gassed up before the long trip.

ماشین قبل از سفر طولانی بنزین‌گیری شد.

they gassed the pests to protect the crops.

آنها برای محافظت از محصولات، آفات را گاز زدند.

she felt gassed after running the marathon.

او بعد از دویدن ماراتن احساس خستگی کرد.

the team gassed up their equipment before the game.

تیم قبل از بازی تجهیزات خود را بنزین‌گیری کرد.

he was gassed by the fumes in the closed garage.

او در پارکینگ بسته شده، در اثر دودها گاز گرفت.

they gassed the area to eliminate the invasive species.

آنها منطقه را گاز زدند تا گونه‌های مهاجم را از بین ببرند.

after the party, i felt gassed from all the socializing.

بعد از مهمانی، از تمام معاشرت‌ها احساس خستگی کردم.

the soldiers were gassed in a surprise attack.

سربازان در یک حمله غافلگیرکننده مورد گاز قرار گرفتند.

make sure the lawnmower is gassed up before you start.

مطمئن شوید که چمن‌زن قبل از شروع کار بنزین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید