clearheaded thinking
تفکر واضح
clearheaded decision
تصمیمگیری واضح
clearheaded analysis
تجزیه و تحلیل واضح
clearheaded approach
رویکرد واضح
clearheaded mindset
نگرش واضح
clearheaded judgment
قضاوت واضح
clearheaded assessment
ارزیابی واضح
clearheaded strategy
استراتژی واضح
clearheaded perspective
دیدگاه واضح
clearheaded evaluation
ارزیابی واضح
she remained clearheaded during the crisis.
او در طول بحران، باهوش و متمرکز باقی ماند.
it's important to be clearheaded when making decisions.
هنگام تصمیم گیری مهم است که باهوش و متمرکز باشید.
he approached the problem with a clearheaded mindset.
او با ذهنیت باهوش و متمرکز به حل مشکل پرداخت.
after a good night's sleep, i felt clearheaded.
بعد از یک شبخواب خوب، احساس کردم باهوش و متمرکز هستم.
clearheaded thinking is essential in emergencies.
تفکر باهوش و متمرکز در شرایط اضطراری ضروری است.
she was clearheaded enough to recognize the risks.
او به اندازه کافی باهوش و متمرکز بود تا خطرات را تشخیص دهد.
being clearheaded helps you solve problems effectively.
باهوش و متمرکز بودن به شما کمک می کند تا به طور موثر مشکلات را حل کنید.
he gave a clearheaded analysis of the situation.
او یک تحلیل باهوش و متمرکز از وضعیت ارائه داد.
clearheaded individuals often make better choices.
افراد باهوش و متمرکز اغلب انتخاب های بهتری انجام می دهند.
she managed to stay clearheaded despite the chaos.
او با وجود هرج و مرج موفق به حفظ آرامش و تمرکز خود شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید