gat

[ایالات متحده]/ɡæt/
[بریتانیا]/ɡæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی تفنگ دستی; یک گذرگاه باریک
v. گذشته فعل گرفتن (قدیمی)
Word Forms
جمعgats

عبارات و ترکیب‌ها

gat out

بیرون برو

gat it

آن را بگیر

gat back

برگرد

gat ready

آماده شو

gat away

دور شو

gat on

روشن کن

gat lost

گم شو

gat through

از آن عبور کن

gat along

همراه بیا

gat up

بالا برو

جملات نمونه

she decided to gat a new job in the city.

او تصمیم گرفت یک شغل جدید در شهر پیدا کند.

he wants to gat a better understanding of the subject.

او می خواهد درک بهتری از موضوع داشته باشد.

they plan to gat together for the holidays.

آنها قصد دارند برای تعطیلات دور هم جمع شوند.

we need to gat our facts straight before the meeting.

ما باید قبل از جلسه حقایق را بررسی کنیم.

she hopes to gat a promotion at work soon.

او امیدوار است که به زودی در محل کار ترفیع بگیرد.

he managed to gat a ticket for the concert.

او توانست بلیط کنسرت را تهیه کند.

they are trying to gat funding for their project.

آنها سعی می کنند بودجه ای برای پروژه خود تامین کنند.

we should gat our priorities in order.

ما باید اولویت های خود را مشخص کنیم.

she was able to gat her point across effectively.

او توانست به طور موثر نظر خود را بیان کند.

he wants to gat a degree in engineering.

او می خواهد مدرک مهندسی بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید