gaudery display
نمایش گودری
gaudery attire
پوشش گودری
gaudery decoration
تزئینات گودری
gaudery style
سبک گودری
gaudery elements
عناصر گودری
gaudery effect
اثر گودری
gaudery flair
ظرافت گودری
gaudery fashion
مد گودری
gaudery theme
موضوع گودری
gaudery art
هنر گودری
his gaudery was evident in the extravagant decorations.
ظاهر پر زرق و برق او در تزئینات پر زرق و برق آشکار بود.
she wore a dress full of gaudery at the gala.
او در مهمانی شامگاهی لباسی پر از زرق و برق پوشید.
the room was filled with gaudery that dazzled the guests.
اتاق پر از زرق و برق بود که مهمانان را مسحور کرد.
his speech was full of gaudery, lacking substance.
سخنرانی او پر از زرق و برق بود و فاقد عمق بود.
they criticized the gaudery of modern art.
آنها زرق و برق هنر مدرن را مورد انتقاد قرار دادند.
in contrast to the gaudery, she preferred simplicity.
در تضاد با زرق و برق، او سادگی را ترجیح می داد.
the wedding was a gaudery of colors and lights.
عروسی مملو از رنگ ها و نورهای زرق و برق بود.
his gaudery in fashion made him stand out.
زرق و برق او در مد باعث شد که از دیگران متمایز شود.
the gaudery of the festival attracted many visitors.
زرق و برق جشنواره بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.
she avoided gaudery in her home decor.
او از زرق و برق در دکوراسیون خانه خود اجتناب کرد.
gaudery display
نمایش گودری
gaudery attire
پوشش گودری
gaudery decoration
تزئینات گودری
gaudery style
سبک گودری
gaudery elements
عناصر گودری
gaudery effect
اثر گودری
gaudery flair
ظرافت گودری
gaudery fashion
مد گودری
gaudery theme
موضوع گودری
gaudery art
هنر گودری
his gaudery was evident in the extravagant decorations.
ظاهر پر زرق و برق او در تزئینات پر زرق و برق آشکار بود.
she wore a dress full of gaudery at the gala.
او در مهمانی شامگاهی لباسی پر از زرق و برق پوشید.
the room was filled with gaudery that dazzled the guests.
اتاق پر از زرق و برق بود که مهمانان را مسحور کرد.
his speech was full of gaudery, lacking substance.
سخنرانی او پر از زرق و برق بود و فاقد عمق بود.
they criticized the gaudery of modern art.
آنها زرق و برق هنر مدرن را مورد انتقاد قرار دادند.
in contrast to the gaudery, she preferred simplicity.
در تضاد با زرق و برق، او سادگی را ترجیح می داد.
the wedding was a gaudery of colors and lights.
عروسی مملو از رنگ ها و نورهای زرق و برق بود.
his gaudery in fashion made him stand out.
زرق و برق او در مد باعث شد که از دیگران متمایز شود.
the gaudery of the festival attracted many visitors.
زرق و برق جشنواره بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.
she avoided gaudery in her home decor.
او از زرق و برق در دکوراسیون خانه خود اجتناب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید