garish makeup.See Synonyms at gaudy 1
آرایش زننده. به مترادفها در gaudy مراجعه کنید 1
silver bows and gaudy ribbons.
نوارهای نقرهای و روبانهای زشت
meretricious ornamentation.See Synonyms at gaudy 1
زینتهای فریبنده. به مترادفها در gaudy 1 مراجعه کنید
strident, screeching brakes. See also Synonyms at gaudy 1 soft
ترمزهای بلند و جیغمانگیز. همچنین به مترادفها در gaudy 1 soft مراجعه کنید
She was tricked out in gaudy dress.
او با لباسهای زننده فریب داده شد.
Beauty gains little, and homeliness and deformity lose much , by gaudy attire.
زیبایی کم به دست می آورد و زشتی و بدشکلی بیشتر از دست می دهند، با لباس های پر زرق و برق.
Gone are the support suspenders and gaudy steel rings that strangled the tower for much of the last decade.
دیگر خبری از بندهای نگهدارنده و حلقههای فولادی زشت نیست که بیشتر طول عمر برج را خفه کرده بودند.
There's a gaudy big grindstone down at the mill, and we'll smouch it, and carve the things on it, and file out the pens and the saw on it, too.
یک سنگ آسیاب بزرگ و زننده در پایین آسیاب وجود دارد و ما آن را به دست خواهیم آورد، روی آن چیزها را حکاکی خواهیم کرد و قلم ها و اره را نیز روی آن بیرون خواهیم کشید.
Beauty gains little, and homeliness and deformity ose much by gaudy attire. —— Zimmermann Willhelm, German diplomat
زیبایی چیز زیادی به دست نمی آورد و زشتی و نقص زیاد با لباس های پر زرق و برق به دست می آورد. —— زیگمارینت ویلهلم، دیپلمات آلمانی
garish makeup.See Synonyms at gaudy 1
آرایش زننده. به مترادفها در gaudy مراجعه کنید 1
silver bows and gaudy ribbons.
نوارهای نقرهای و روبانهای زشت
meretricious ornamentation.See Synonyms at gaudy 1
زینتهای فریبنده. به مترادفها در gaudy 1 مراجعه کنید
strident, screeching brakes. See also Synonyms at gaudy 1 soft
ترمزهای بلند و جیغمانگیز. همچنین به مترادفها در gaudy 1 soft مراجعه کنید
She was tricked out in gaudy dress.
او با لباسهای زننده فریب داده شد.
Beauty gains little, and homeliness and deformity lose much , by gaudy attire.
زیبایی کم به دست می آورد و زشتی و بدشکلی بیشتر از دست می دهند، با لباس های پر زرق و برق.
Gone are the support suspenders and gaudy steel rings that strangled the tower for much of the last decade.
دیگر خبری از بندهای نگهدارنده و حلقههای فولادی زشت نیست که بیشتر طول عمر برج را خفه کرده بودند.
There's a gaudy big grindstone down at the mill, and we'll smouch it, and carve the things on it, and file out the pens and the saw on it, too.
یک سنگ آسیاب بزرگ و زننده در پایین آسیاب وجود دارد و ما آن را به دست خواهیم آورد، روی آن چیزها را حکاکی خواهیم کرد و قلم ها و اره را نیز روی آن بیرون خواهیم کشید.
Beauty gains little, and homeliness and deformity ose much by gaudy attire. —— Zimmermann Willhelm, German diplomat
زیبایی چیز زیادی به دست نمی آورد و زشتی و نقص زیاد با لباس های پر زرق و برق به دست می آورد. —— زیگمارینت ویلهلم، دیپلمات آلمانی
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید