judge's gavels
تبرهای داور
courtroom gavels
تبرهای دادگاه
wooden gavels
تبرهای چوبی
gavel strikes
ضربه تبر
gavel sounds
صدای تبر
gavel calls
فراخوان تبر
gavel sessions
جلسات تبر
gavel rulings
تصمیمات تبر
gavel authority
قدرت تبر
gavel decisions
تصمیمات تبر
the judge raised his gavels to signal the start of the trial.
قاضی برای اعلام شروع دادگاه، چکش داوری خود را بالا برد.
she used her gavels to maintain order in the courtroom.
او از چکش داوری خود برای حفظ نظم در دادگاه استفاده کرد.
during the meeting, the chairperson frequently tapped the gavels to get attention.
در طول جلسه، رئیس جلسه به طور مکرر چکش داوری را میکوبید تا توجه را جلب کند.
the sound of gavels echoed through the hall as decisions were made.
همزمان با اتخاذ تصمیمات، صدای چکش داوری در سالن طنین انداز شد.
he collected antique gavels as a hobby.
او جمعآوری چکش داوریهای عتیقه را به عنوان یک سرگرمی انجام میداد.
the gavels were made of polished wood, reflecting the light beautifully.
چکش داوریها از چوب صیقلی ساخته شده بودند و نور را به زیبایی منعکس میکردند.
in the debate, the moderator used his gavels to keep the time.
در بحث، مجری از چکش داوری خود برای مدیریت زمان استفاده کرد.
gavels are a symbol of authority in legal proceedings.
چکش داوری نمادی از اقتدار در تشریفات قانونی است.
she felt a sense of power when she held the gavels.
وقتی چکش داوری را در دست میگرفت، احساس قدرت میکرد.
after the final vote, the president struck the gavels to conclude the session.
پس از رای گیری نهایی، رئیس جمهور برای پایان دادن به جلسه، چکش داوری را به صدا درآورد.
judge's gavels
تبرهای داور
courtroom gavels
تبرهای دادگاه
wooden gavels
تبرهای چوبی
gavel strikes
ضربه تبر
gavel sounds
صدای تبر
gavel calls
فراخوان تبر
gavel sessions
جلسات تبر
gavel rulings
تصمیمات تبر
gavel authority
قدرت تبر
gavel decisions
تصمیمات تبر
the judge raised his gavels to signal the start of the trial.
قاضی برای اعلام شروع دادگاه، چکش داوری خود را بالا برد.
she used her gavels to maintain order in the courtroom.
او از چکش داوری خود برای حفظ نظم در دادگاه استفاده کرد.
during the meeting, the chairperson frequently tapped the gavels to get attention.
در طول جلسه، رئیس جلسه به طور مکرر چکش داوری را میکوبید تا توجه را جلب کند.
the sound of gavels echoed through the hall as decisions were made.
همزمان با اتخاذ تصمیمات، صدای چکش داوری در سالن طنین انداز شد.
he collected antique gavels as a hobby.
او جمعآوری چکش داوریهای عتیقه را به عنوان یک سرگرمی انجام میداد.
the gavels were made of polished wood, reflecting the light beautifully.
چکش داوریها از چوب صیقلی ساخته شده بودند و نور را به زیبایی منعکس میکردند.
in the debate, the moderator used his gavels to keep the time.
در بحث، مجری از چکش داوری خود برای مدیریت زمان استفاده کرد.
gavels are a symbol of authority in legal proceedings.
چکش داوری نمادی از اقتدار در تشریفات قانونی است.
she felt a sense of power when she held the gavels.
وقتی چکش داوری را در دست میگرفت، احساس قدرت میکرد.
after the final vote, the president struck the gavels to conclude the session.
پس از رای گیری نهایی، رئیس جمهور برای پایان دادن به جلسه، چکش داوری را به صدا درآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید