gavels

[ایالات متحده]/ˈɡævəlz/
[بریتانیا]/ˈɡævəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع gavel) چکش کوچکی که توسط حراجی، رئیس جلسه یا قاضی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

judge's gavels

تبرهای داور

courtroom gavels

تبرهای دادگاه

wooden gavels

تبرهای چوبی

gavel strikes

ضربه تبر

gavel sounds

صدای تبر

gavel calls

فراخوان تبر

gavel sessions

جلسات تبر

gavel rulings

تصمیمات تبر

gavel authority

قدرت تبر

gavel decisions

تصمیمات تبر

جملات نمونه

the judge raised his gavels to signal the start of the trial.

قاضی برای اعلام شروع دادگاه، چکش داوری خود را بالا برد.

she used her gavels to maintain order in the courtroom.

او از چکش داوری خود برای حفظ نظم در دادگاه استفاده کرد.

during the meeting, the chairperson frequently tapped the gavels to get attention.

در طول جلسه، رئیس جلسه به طور مکرر چکش داوری را می‌کوبید تا توجه را جلب کند.

the sound of gavels echoed through the hall as decisions were made.

همزمان با اتخاذ تصمیمات، صدای چکش داوری در سالن طنین انداز شد.

he collected antique gavels as a hobby.

او جمع‌آوری چکش داوری‌های عتیقه را به عنوان یک سرگرمی انجام می‌داد.

the gavels were made of polished wood, reflecting the light beautifully.

چکش داوری‌ها از چوب صیقلی ساخته شده بودند و نور را به زیبایی منعکس می‌کردند.

in the debate, the moderator used his gavels to keep the time.

در بحث، مجری از چکش داوری خود برای مدیریت زمان استفاده کرد.

gavels are a symbol of authority in legal proceedings.

چکش داوری نمادی از اقتدار در تشریفات قانونی است.

she felt a sense of power when she held the gavels.

وقتی چکش داوری را در دست می‌گرفت، احساس قدرت می‌کرد.

after the final vote, the president struck the gavels to conclude the session.

پس از رای گیری نهایی، رئیس جمهور برای پایان دادن به جلسه، چکش داوری را به صدا درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید