gawkiness

[ایالات متحده]/ˈɡɔːkiness/
[بریتانیا]/ˈɡɔːkiness/

ترجمه

n. کیفیت ناآرام یا دست و پاچلفتی بودن؛ کمبود ظرافت در حرکت یا بیان

عبارات و ترکیب‌ها

awkward gawkiness

عجز دست و پا

youthful gawkiness

عجز دست و پا در جوانی

gawkiness factor

ضریب عجز دست و پا

gawkiness charm

جاذبه عجز دست و پا

gawkiness appeal

جذابیت عجز دست و پا

gawkiness stage

مرحله عجز دست و پا

childhood gawkiness

عجز دست و پا در دوران کودکی

gawkiness syndrome

سندرم عجز دست و پا

gawkiness moments

لحظات عجز دست و پا

gawkiness issues

مشکلات عجز دست و پا

جملات نمونه

his gawkiness made him endearing to his friends.

غَضْطگی او باعث می‌شد که برای دوستانش دوست‌داشتنی باشد.

she tried to hide her gawkiness during the presentation.

او سعی کرد غَضْطگی خود را در طول ارائه پنهان کند.

the gawkiness of the teenager was evident in his movements.

غَضْطگی نوجوان در حرکاتش آشکار بود.

despite her gawkiness, she was a talented dancer.

با وجود غَضْطگی‌اش، او یک رقصنده بااستعداد بود.

his gawkiness was a source of laughter among his peers.

غَضْطگی او منبع خنده بین همسالانش بود.

the child's gawkiness was charming in a way.

غَضْطگی کودک به نوعی جذاب بود.

she embraced her gawkiness and became more confident.

او غَضْطگی خود را پذیرفت و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد.

his gawkiness was overshadowed by his intelligence.

غَضْطگی او تحت‌الشعاع هوش او قرار گرفت.

the gawkiness of her outfit caught everyone's attention.

غَضْطگی لباس او توجه همه را جلب کرد.

they laughed at his gawkiness, but he didn't mind.

آنها به غَضْطگی او خندیدند، اما او مهم نمی‌دانست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید