gearsets

[ایالات متحده]/ˈɡɪəset/
[بریتانیا]/ˈɡɪrˌsɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از چرخ‌دنده‌ها در یک ماشین

عبارات و ترکیب‌ها

high-performance gearset

Gearset با کارایی بالا

gearset ratio

نسبت gearset

gearset adjustment

تنظیم gearset

gearset upgrade

ارتقاء gearset

gearset assembly

مونتاژ gearset

gearset design

طراحی gearset

gearset maintenance

نگهداری gearset

gearset installation

نصب gearset

gearset compatibility

سازگاری gearset

gearset performance

عملکرد gearset

جملات نمونه

the gearset in this bicycle allows for smooth shifting.

تنظیم‌گر در این دوچرخه به امکان تعویض دنده روان کمک می‌کند.

replacing the gearset can improve the bike's performance.

تعویض تنظیم‌گر می‌تواند عملکرد دوچرخه را بهبود بخشد.

different gearsets are designed for various riding conditions.

تنظیم‌گرهای مختلف برای شرایط رانندگی مختلف طراحی شده‌اند.

the mechanic explained how to adjust the gearset.

مکانیک توضیح داد که چگونه تنظیم‌گر را تنظیم کنید.

upgrading to a lighter gearset can enhance speed.

ارتقا به یک تنظیم‌گر سبک‌تر می‌تواند سرعت را افزایش دهد.

he prefers a gearset with more gears for better versatility.

او ترجیح می‌دهد یک تنظیم‌گر با دنده‌های بیشتر برای انعطاف‌پذیری بیشتر داشته باشد.

the gearset needs regular maintenance to function properly.

تنظیم‌گر برای عملکرد صحیح نیاز به نگهداری منظم دارد.

she is researching the best gearset for mountain biking.

او در حال تحقیق در مورد بهترین تنظیم‌گر برای دوچرخه‌سواری کوهستان است.

a well-designed gearset can make a significant difference.

یک تنظیم‌گر خوب طراحی شده می‌تواند تفاوت قابل توجهی ایجاد کند.

he installed a new gearset to improve his cycling experience.

او یک تنظیم‌گر جدید نصب کرد تا تجربه دوچرخه‌سواری خود را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید