gearwheel

[ایالات متحده]/ˈɡɪəˌwiːl/
[بریتانیا]/ˈɡɪrˌwɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چرخ دندانه‌دار که با قطعه دندانه‌دار دیگری درگیر می‌شود؛ چرخ دندانه‌دار بزرگ
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gearwheel mechanism

مکانیسم چرخ دنده

gearwheel assembly

مونتاژ چرخ دنده

gearwheel design

طراحی چرخ دنده

gearwheel ratio

نسبت چرخ دنده

gearwheel system

سیستم چرخ دنده

gearwheel drive

درایو چرخ دنده

gearwheel rotation

چرخش چرخ دنده

gearwheel teeth

دندانه‌های چرخ دنده

gearwheel function

عملکرد چرخ دنده

gearwheel alignment

تراز چرخ دنده

جملات نمونه

the gearwheel is essential for the machine's operation.

چرخ‌دنده برای عملکرد دستگاه ضروری است.

he replaced the broken gearwheel with a new one.

او چرخ‌دنده شکسته را با یک چرخ‌دنده جدید جایگزین کرد.

the gearwheel must be lubricated regularly.

چرخ‌دنده باید به طور منظم روغن‌کاری شود.

she studied the mechanics of the gearwheel in detail.

او مکانیک چرخ‌دنده را با جزئیات مطالعه کرد.

the gearwheel's teeth were worn down after years of use.

بعد از سال‌ها استفاده، دندان‌های چرخ‌دنده ساییده شده بودند.

they designed a larger gearwheel for increased torque.

آنها یک چرخ‌دنده بزرگتر برای افزایش گشتاور طراحی کردند.

the gearwheel connects with the shaft to transfer power.

چرخ‌دنده با میل لنگ برای انتقال نیرو متصل می‌شود.

adjusting the gearwheel can improve performance.

تنظیم چرخ‌دنده می‌تواند عملکرد را بهبود بخشد.

the old gearwheel was rusted and needed replacement.

چرخ‌دنده قدیمی زنگ زده بود و نیاز به جایگزینی داشت.

he demonstrated how the gearwheel functions in the system.

او نحوه عملکرد چرخ‌دنده در سیستم را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید