gelatinized

[ایالات متحده]/dʒəˈlætɪnaɪzd/
[بریتانیا]/dʒəˈlætəˌnaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را ژلاتینی کردن
vi. ژلاتینی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

gelatinized starch

نشاسته ژلاتینه شده

gelatinized protein

پروتئین ژلاتینه شده

gelatinized product

محصول ژلاتینه شده

gelatinized mixture

مخلوط ژلاتینه شده

gelatinized substance

ماده ژلاتینه شده

gelatinized food

غذا ژلاتینه شده

gelatinized form

فرم ژلاتینه شده

gelatinized solution

راه حل ژلاتینه شده

gelatinized fiber

فیبر ژلاتینه شده

gelatinized grains

غلات ژلاتینه شده

جملات نمونه

the starch was gelatinized during the cooking process.

نشاسته در طول فرآیند پخت ژلاتینه شد.

gelatinized rice is often used in desserts.

برنج ژلاتینه شده اغلب در دسرها استفاده می شود.

he preferred gelatinized fruits for his smoothie.

او میوه های ژلاتینه شده را برای اسموتی خود ترجیح می داد.

in baking, gelatinized flour can improve texture.

در پخت و پز، آرد ژلاتینه شده می تواند بافت را بهبود بخشد.

gelatinized starch is essential for making sauces.

نشاسته ژلاتینه شده برای تهیه سس ها ضروری است.

she learned how to make gelatinized desserts.

او یاد گرفت که چگونه دسر ژلاتینه شده درست کند.

gelatinized grains can enhance the nutritional value.

غلات ژلاتینه شده می توانند ارزش غذایی را افزایش دهند.

the process of gelatinized cooking is fascinating.

فرآیند پخت ژلاتینه شده جالب است.

he added gelatinized vegetables to the soup.

او سبزیجات ژلاتینه شده را به سوپ اضافه کرد.

gelatinized products are often found in health foods.

محصولات ژلاتینه شده اغلب در غذاهای سالم یافت می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید