geminating

[ایالات متحده]/ˈdʒɛmɪneɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɛmɪneɪtɪŋ/

ترجمه

adj. در جفت‌ها یا دوقلوها رخ دادن
vi. در جفت‌ها رخ دادن
vt. دو برابر کردن؛ موجب رخ دادن در جفت‌ها شدن

عبارات و ترکیب‌ها

geminating seeds

کاشت بذر

geminating plants

کاشت گیاهان

geminating roots

کاشت ریشه

geminating fungi

کاشت قارچ

geminating spores

کاشت هاگ

geminating bulbs

کاشت پیاز

geminating cells

کاشت سلول

geminating crops

کاشت محصولات

geminating herbs

کاشت گیاهان دارویی

geminating grains

کاشت غلات

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید