gemmules

[ایالات متحده]/ˈdʒɛmjuːl/
[بریتانیا]/ˈdʒɛmjuːl/

ترجمه

n. یک جوانه کوچک یا ساختار تولید مثل؛ یک ساختار جنینی در برخی موجودات؛ یک پیشرفت از یک سلول عصبی؛ یک پروپاگول ژنتیکی

عبارات و ترکیب‌ها

gemmule formation

تشکیل گِمول

gemmule development

توسعه گِمول

gemmule structure

ساختار گِمول

gemmule dispersal

پراکندگی گِمول

gemmule production

تولید گِمول

gemmule survival

بقای گِمول

gemmule germination

غریزه گِمول

gemmule formation process

فرآیند تشکیل گِمول

gemmule response

واکنش گِمول

gemmule ecology

اکولوژی گِمول

جملات نمونه

the gemmule is a crucial part of the sponge's reproductive cycle.

حاویجی یک بخش حیاتی از چرخه تولید مثل اسفج است.

researchers are studying how gemmules develop in different species.

محققان در حال بررسی نحوه رشد حاویجی در گونه‌های مختلف هستند.

gemmules can survive harsh environmental conditions.

حاویجی می‌تواند در برابر شرایط محیطی سخت زنده بماند.

in sponges, gemmules serve as a means of asexual reproduction.

در اسفج‌ها، حاویجی به عنوان راهی برای تولید مثل غیرجنسی عمل می‌کند.

understanding gemmules can help in marine biology research.

درک حاویجی می‌تواند به تحقیقات زیست‌شناسی دریایی کمک کند.

gemmules are often found in freshwater sponges.

حاویجی اغلب در اسفج‌های آب شیرین یافت می‌شود.

the study of gemmules reveals insights into sponge evolution.

مطالعه حاویجی بینش‌هایی در مورد تکامل اسفج ارائه می‌دهد.

scientists have isolated gemmules for further examination.

دانشمندان حاویجی را برای بررسی بیشتر جدا کرده‌اند.

gemmules can remain dormant for extended periods.

حاویجی می‌تواند برای مدت طولانی در حالت خفته باقی بماند.

the presence of gemmules indicates a sponge's ability to reproduce.

وجود حاویجی نشان‌دهنده توانایی اسفج در تولید مثل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید