generalcy

[ایالات متحده]/ˈdʒɛn.ər.əl.si/
[بریتانیا]/ˈdʒɛn.ər.əl.si/

ترجمه

n. رتبه، موقعیت، اصطلاح یا اختیارات یک ژنرال؛ رتبه یا وضعیت نظامی یک ژنرال
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

generalcy theory

تئوری عمومی

generalcy principle

اصل کلی

generalcy model

مدل کلی

generalcy approach

رویکرد کلی

generalcy rule

قانون کلی

generalcy concept

مفهوم کلی

generalcy framework

چارچوب کلی

generalcy analysis

تجزیه و تحلیل کلی

generalcy definition

تعریف کلی

generalcy application

کاربرد کلی

جملات نمونه

in generalcy, people prefer to communicate face-to-face.

به طور کلی، مردم ترجیح می‌دهند حضاً با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

the generalcy of the population supports the new policy.

اکثریت جمعیت از سیاست جدید حمایت می‌کنند.

in generalcy, students find math challenging.

به طور کلی، دانش‌آموزان دروس ریاضی را چالش‌برانگیز می‌دانند.

the generalcy of the feedback was positive.

به طور کلی، بازخوردها مثبت بود.

in generalcy, the weather is mild in spring.

به طور کلی، هوا در بهار معتدل است.

the generalcy of the audience enjoyed the performance.

اکثریت تماشاگران از اجرا لذت بردند.

in generalcy, people are more health-conscious nowadays.

به طور کلی، امروزه مردم بیشتر به سلامت خود توجه می‌کنند.

the generalcy of students passed the exam.

اکثریت دانش‌آموزان در امتحان قبول شدند.

in generalcy, technology has improved our lives.

به طور کلی، فناوری زندگی ما را بهبود بخشیده است.

the generalcy of the research indicates a need for change.

به طور کلی، تحقیقات نشان‌دهنده نیاز به تغییر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید