generalizations

[ایالات متحده]/dʒɛnərəlaɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/dʒɛnərələˈzeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرآیند تشکیل مفاهیم یا ایده‌های کلی

عبارات و ترکیب‌ها

broad generalizations

تعمیم‌های گسترده

valid generalizations

تعمیم‌های معتبر

simple generalizations

تعمیم‌های ساده

generalizations matter

تعمیم‌ها مهم هستند

dangerous generalizations

تعمیم‌های خطرناک

overly broad generalizations

تعمیم‌های بیش از حد گسترده

generalizations are misleading

تعمیم‌ها گمراه کننده هستند

generalizations based on

تعمیم‌هایی بر اساس

generalizations about people

تعمیم‌ها درباره مردم

generalizations in research

تعمیم‌ها در تحقیقات

جملات نمونه

generalizations can often lead to misunderstandings.

تعمیم‌ها اغلب می‌توانند منجر به سوء تفاهم شوند.

we should avoid making hasty generalizations.

ما باید از انجام تعمیم‌های عجولانه خودداری کنیم.

generalizations about people can be harmful.

تعمیم‌ها درباره مردم می‌تواند مضر باشد.

she made some generalizations based on her experience.

او تعمیم‌هایی را بر اساس تجربه خود انجام داد.

generalizations may not apply to every individual.

ممکن است تعمیم‌ها برای همه افراد صدق نکند.

it's important to back up generalizations with evidence.

مهم است که تعمیم‌ها را با شواهد پشتیبانی کنیم.

generalizations can simplify complex situations.

تعمیم‌ها می‌توانند شرایط پیچیده را ساده کنند.

he warned against relying on generalizations too heavily.

او در مورد تکیه بیش از حد به تعمیم‌ها هشدار داد.

generalizations often overlook individual differences.

تعمیم‌ها اغلب تفاوت‌های فردی را نادیده می‌گیرند.

critics argue that generalizations can be misleading.

منتقدان استدلال می‌کنند که تعمیم‌ها می‌توانند گمراه‌کننده باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید