generalizer

[ایالات متحده]/[ˈdʒenərəlˌaɪzə(r)]/
[بریتانیا]/[ˈdʒenərəlˌaɪzər]/

ترجمه

n. فردی که به تعمیم میل دارد؛ کسی که نتایج کلی می‌کشد.؛ فردی که در خلق مدل‌های کلی یا نظریه‌ها متخصص است.
v. کلی کردن؛ تجرید کردن.؛ تشکیل نتیجه یا نظریه‌ای کلی.
adj. مربوط به یا ویژگی تعمیم‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

generalizer's perspective

نگاه کلی

be a generalizer

به عنوان یک کلی‌گر باش

generalizer effect

تاثیر کلی‌گر

generalizer role

نقش کلی‌گر

generalizer tends

کلی‌گر تمایل دارد

generalizer's view

نگاه کلی‌گر

generalizer thinking

فکر کلی‌گر

جملات نمونه

the company hired a generalizer to streamline their marketing strategy.

شرکت یک کلیه‌گر را استخدام کرد تا استراتژی بازاریابی خود را ساده‌سازی کند.

as a generalizer, she could see the big picture and connect disparate ideas.

به عنوان یک کلیه‌گر، او می‌توانست نگاه کلی را ببیند و ایده‌های مجزا را به هم متصل کند.

he's a natural generalizer, always drawing connections between different fields.

او یک کلیه‌گر طبیعی است، همیشه روابط بین حوزه‌های مختلف را برقرار می‌کند.

the project required a skilled generalizer to synthesize information from various sources.

این پروژه نیاز به یک کلیه‌گر ماهر داشت تا اطلاعات از منابع مختلف را ترکیب کند.

we need a generalizer to help us identify overarching themes in the data.

ما نیاز به یک کلیه‌گر داریم تا به ما کمک کند در داده‌ها مفاهیم غالب را شناسایی کنیم.

the generalizer's role is to provide a holistic view of the situation.

وظیفه کلیه‌گر ارائه دید کلی از وضعیت است.

she acted as a generalizer, bringing together different teams to collaborate.

او به عنوان یک کلیه‌گر عمل کرد و تیم‌های مختلف را برای همکاری با هم جمع کرد.

the consultant was a generalizer, offering broad recommendations for improvement.

مجرم مشاور یک کلیه‌گر بود و پیشنهادات کلی برای بهبود ارائه می‌داد.

the generalizer helped us understand the underlying patterns in customer behavior.

کلیه‌گر به ما کمک کرد تا الگوهای پنهان در رفتار مشتری را درک کنیم.

a good generalizer can identify common trends across diverse datasets.

یک کلیه‌گر خوب می‌تواند روندهای مشترک را در مجموعه‌های داده‌ای متنوع شناسایی کند.

the team sought a generalizer to create a unified vision for the future.

تیم به دنبال یک کلیه‌گر بود تا یک تصویر یکپارچه از آینده ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید