genialities

[ایالات متحده]/dʒiːniˈælɪtiz/
[بریتانیا]/dʒiːniˈælɪtiz/

ترجمه

n. کیفیت دوستانه و شاداب بودن

عبارات و ترکیب‌ها

genialities abound

وفور محبت

genialities exchanged

تبادل محبت

genialities expressed

ابراز محبت

genialities observed

مشاهده محبت

genialities shared

اشتراک محبت

genialities noted

توجه به محبت

genialities welcomed

استقبال از محبت

genialities fostered

ترویج محبت

genialities appreciated

قدردانی از محبت

genialities highlighted

تاکید بر محبت

جملات نمونه

her genialities made everyone feel welcome at the party.

هوش و ذکاوت او باعث شد همه در مهمانی احساس استقبال کنند.

we should appreciate the genialities of our friends.

ما باید از هوش و ذکاوت دوستانمان قدردانی کنیم.

his genialities were evident in the way he interacted with guests.

هوش و ذکاوت او در نحوه تعاملش با مهمانان آشکار بود.

she is known for her genialities and warm smile.

او به خاطر هوش و ذکاوت و لبخند گرمش شناخته شده است.

the genialities of the staff made the hotel stay enjoyable.

هوش و ذکاوت کارکنان باعث شد اقامت در هتل لذت بخش باشد.

his genialities often lightened the mood during meetings.

هوش و ذکاوت او اغلب فضایی شاداب را در طول جلسات ایجاد می کرد.

we should all strive to exhibit genialities in our daily interactions.

ما باید همه تلاش کنیم تا هوش و ذکاوت خود را در تعاملات روزمره خود نشان دهیم.

the genialities of the community helped newcomers feel at home.

هوش و ذکاوت جامعه به تازه‌واردان کمک کرد تا احساس کنند در خانه هستند.

her genialities were a breath of fresh air in a tense situation.

هوش و ذکاوت او نسیم تازه‌ای در یک موقعیت پرتنش بود.

he used his genialities to connect with clients effectively.

او از هوش و ذکاوت خود برای ارتباط موثر با مشتریان استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید