genotype

[ایالات متحده]/'dʒenətaɪp/
[بریتانیا]/ˈdʒɛnəˌtaɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختار ژنتیکی; ترکیب ژنتیکی.

جملات نمونه

The genotype of an organism determines its genetic makeup.

نوع ژن یک ارگانیسم تعیین‌کنندهٔ ساختار ژنتیکی آن است.

Scientists studied the genotype of the population to understand the genetic diversity.

دانشمندان نوع ژن جمعیت را مطالعه کردند تا تنوع ژنتیکی را درک کنند.

Genotype plays a crucial role in determining an individual's traits.

نوع ژن نقش مهمی در تعیین صفات یک فرد ایفا می‌کند.

The genotype of a plant can influence its resistance to diseases.

نوع ژن یک گیاه می‌تواند مقاومت آن در برابر بیماری‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

Genotype and environment interact to shape an organism's phenotype.

نوع ژن و محیط‌زیست با یکدیگر تعامل دارند تا ظاهر یک ارگانیسم را شکل دهند.

Mutations can alter an organism's genotype.

جهش‌ها می‌توانند نوع ژن یک ارگانیسم را تغییر دهند.

Genotype testing can reveal predispositions to certain diseases.

تست نوع ژن می‌تواند استعداد ابتلا به برخی بیماری‌ها را نشان دهد.

Selective breeding aims to enhance desirable genotypes in animals.

پرورش انتخابی بر این هدف دارد که نوع ژن مطلوب را در حیوانات افزایش دهد.

Understanding the genotype-phenotype relationship is essential in genetics.

درک رابطه بین نوع ژن و ظاهر برای ژنتیک ضروری است.

Genotype variations contribute to the diversity of life on Earth.

تغییرات نوع ژن به تنوع حیات روی زمین کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید